|
گزارش تصویری/ دیدار عوامل تولید "یوسف پیامبر" با رهبر معظم انقلاب ـ 3

بقیه در ادامه ... ادامه مطلب
نوشته شده توسط حقیقت جو در چهارشنبه یازدهم آذر 1388 ساعت 10:9 | لينک ثابت |
گزارش تصویری/ دیدار عوامل تولید "یوسف پیامبر" با رهبر معظم انقلاب ـ 2

بقیه در ادامه ...
ادامه مطلب
نوشته شده توسط حقیقت جو در چهارشنبه یازدهم آذر 1388 ساعت 10:8 | لينک ثابت |
گزارش تصویری/ دیدار عوامل تولید "یوسف پیامبر" با رهبر معظم انقلاب ـ 1

بقیه در ادامه ...
ادامه مطلب
نوشته شده توسط حقیقت جو در چهارشنبه یازدهم آذر 1388 ساعت 10:6 | لينک ثابت |
یاران «یوسف پیامبر» در حضور رهبر
یاران «یوسف پیامبر» در حضور رهبر
حاشیههای دیدار عوامل سریال یوسف پیامبر با رهبر
مهدی قزلی
1. خوش و بش جماعت هنرمند قبل از جلسهوقتی رسیدم به انتهای خیابان فلسطین جماعت هنرمند ایستاده بودند و دستهایشان را توی جیب كت و كاپشنشان كرده و با هم اختلاط میكردند. بعضی هم كه احتمالا میدانستند نمیگذارند سیگار و فندك داخل برده شود، از بعضی دیگر كه یا نمیدانستند یا بی خیال دانستههای خودشان بودند، سیگار میگرفتند و فرت فرت دود میكردند. هر كس به جمعشان اضافه میشد موجی از خوش و بش بینشان بلند میشد و دوباره فروكش میكرد. سر جمع، سرحال و سرخوش بودند. ایستاده بودند منتظر كه یك نفر كه كارت ملاقاتها پیشش بود برسد كه رسید و جماعت داخل شدند. ما هم كمی دیرتر اجازهنامهمان رسید و رفتیم داخل. 2. جلسه نیمهعمومی و عریضههای خصوصیرفتیم داخل و بعد از خوردن شیرینی و شیركاكائو، نشستیم روی صندلیهایی كه مربعی بزرگ را تشكیل میدادند. صندلی رهبر وسط ضلع شمالی مربع بود و 70-80 صندلی دیگر هم برای عوامل كه یك ضلعش مال خانمها بود.  دو جوان كنار دستم بودند و دیدند دارم تند تند و خرچنگ قورباغه چیزهایی مینویسم. یكی به دیگری گفت: ببین همه دارند نامه و درخواست مینویسند بدهند دست رهبر. آن یكی هم گفت: بیا ما هم بنویسیم. سرم به حاشیهنویسی خودم گرم بود و فكر میكردم جوانها، خام یادداشتبرداریهای من هستند. ولی آنها كاغذ و خودكاری جور كردند و از عاقلهمردی كه آن طرفشان نشسته بود پرسیدند: آقا به نظرت چی درخواست كنیم؟ عاقلهمرد جواب داد: چیزی كه در شان جلسه و رهبر باشد. جوانها گفتند مثلا چی؟ عاقلهمرد تاملی كرد و گفت: مثلا یك پست و مقام بیارزش! خندهام گرفت و نفهمیدم عاقلهمرد جوانها را دست انداخته یا پست و مقام را یا درخواست را. به هر حال جوانها درخواستشان را شامل سرپناه، كارمناسب، همسر مناسب و معافیت از سربازی نوشتند و با اعتماد به نفس شماره تلفنشان را هم اضافه كردند. شاید اگر كاغذ جایی داشت یك پیتزا مخلوط هم سفارش میدادند. سربلند كردم و اطراف را دید زدم. ولی خدای من! همه جماعت هنرمند در حال عریضهنویسی بودند. اینجا چه فكری درباره رهبر میكنند! حتی پسربچه 9ساله ی عاقلهمرد هم نامهای نوشت كه من هر چه اصرار كردم و از صراط تهدید و تطمیع وارد شدم، نداد بخوانم نامهاش را. گفت: خصوصیه!  یكی از جوانها به من گفت: شما حرفهای هستیها! بعد با آرنج به رفیقش سقلمهای زد كه: ببین چند برگ كاغذ هم با خودش آورده. رواننویسش هم از این بنفشهاست كه نامهاش دیده بشه. كاغذها و رواننویس را دم در از يكی از همكاران قرض گرفته بودم. به جوان گفتم: آره من حرفهایام! 3. رییس صدا و سیما و گزارش و تیترها و درصدهایشرهبر آمد و همراهش ضرغامی و سلحشور. همه بلند شدند و رهبر كه نشست همه نشستند دوباره. رهبر مثل همیشه از دور به حضار نگاه كرد و سرتكان داد. سر تكان دادن رهبر یك دقیقهای طول كشید تقریبا نفر به نفر.  بعد ضرغامی گزارشی داد از یكی از موفقترین پروژههای تلویزیون و مخاطب 85 درصدی و رضایت 90 درصدی و تعقیب سریال توسط مراجع و كمخرج بودن پروژه نسبت به پروژههای مشابه و پخش شدن سریال در كشورهای عربی و همسایه و بعد از روی كاغذی تیتر روزنامههای عراقی را خواند كه بله سریال یوسف پیامبر پَك و پوز سریالهای تركیهای و هندی را به خاك مالیده. رییس تازه حكم گرفته صدا و سیما از پرفروشترین بودن این سریال در كلوپهای فیلم تاجیكستان خبر داد و گزارشی از حرفهای در گوشی سفیر الجزایر كه: هر چند مفتیهای ما اجازه پخش سیمای پیامبران را در رسانه نمیدهند و ما نمیتوانستیم رسما سریال را پخش كنیم ولی مردم خودشان از طریق ماهواره نگاه میكردند و حالش را میبردند. ضرغامی گوی ومیدان را به سلحشور داد تا او هم گزارش بدهد. رهبر هم ساكت و آرام گوش میداد و با اینكه مثل همیشه دفترچه و روی میز كوچك كنار دستش بود ولی چیزی یادداشت نكرد. 4. سلحشور و تفسیر قرآن برای حضارسلحشور اول تشكر كرد كه توانسته با بر و بچهها بیاید پیش رهبر و امیدوار بود وقت رهبر را هدر نداده باشند. بعد گفت: 54كشور به زبان عربی سریال یوسف را دیدند و البته همه دنیا با زیرنویس انگلیسی از ماهواره. بعد شروع كرد به تحلیل كه چرا همه به سریال یوسف علاقه مند بودند و 5شاخص گفت مثل داستان زیبا و مستند بودن و عبرت آموزی و ... و البته جذابیتهای بصری كه از بین 5شاخص، 4شاخصش كار خدا بود به تنهایی و اگر خدا قبول كند فقط شاخص جذابیتهای بصری میماند برای ایشان! بعد هم در یك متری رهبر كه خودش مرجع است و موهای سر و رویش را در دین سفید كرده به آیه آخر سوره یوسف اشاره كرد و شروع كرد به تفسیر قرآن و رهبر آرام گوش میداد و هنوز از قلم و دفترچهاش استفاده نكرده بود. در طول صحبت سلحشور (والبته حتی قبل از آن و حتیتر قبل از آمدن رهبر) مصطفی زمانی ساكت و آرام و سربهزیر نشسته بود و عكاسها بیشتر به این جوان محجوب توجه میكردند تا بقیه. سلحشور سینمای روز دنیا را هم به چالش كشید و گفت بهترین داستانها، داستان پیامبران است. حدس زدم همه این صحبتها منجر خواهد شد به یك پروژه دیگر در صدا و سیما از زندگی یك پیامبر دیگر! آخر صحبتها هم گله كرد از صدا و سیما كه پشت صحنههای سریال را پخش نكرده و یك برنامه مستقل «شما و سیما» را به سریال اختصاص نداده و در مقابل انتقادات پشتیبانی نكرده و بعضی دفاتر سینمایی به بازیگران و عوامل سریال كار نمیدهند و ... البته سلحشور حواسش نبود كه همراه عوامل سریالش حالا داشتند با شخص اول مملكت دیدار میكردند و این یعنی توجه در عالیترین سطح. آخر سر هم یكسری سئوال از رهبر كرد كه: چرا با اینكه این سریال مخاطب زیادی داشت ولی مطبوعات و هنرمندان و رسانهها حتی علما و مراجع از آن ایراد گرفتند و انتقاد و بیمهری كردند؟ و این سوالی بود كه خودش باید جواب میداد نه رهبر. 5. حرفهای رهبر كه حاشیه نبودمن قرار است حاشیه دیدار را بنویسم نه متن آن را. صحبتهای رهبر هم حاشیه نیست، پس قاعدتا نباید دنبال صحبتهای رهبر در این متن گشت. فقط بهعنوان كسی كه نسبت به داستان و داستاننویسی علاقه و آشنایی دارم، نمیتوانم از بعضی قسمتهای صحبتهای ایشان بگذرم حتی اگر حاشیه نباشد: رهبر گفت جایزههایی مثل اسكار و نوبل كه دیگر رسوا شده، مثلا همین جان اشتاینبك تا وقتی علیه امپریالیسم مینوشت به نان شبش محتاج بود. تا درباره جنگ ویتنام و به نفع آمریكا رمان نوشت، برنده جایزه نوبل ادبیات شد یا در جای دیگری گفتند: مشكل سیما و سینمای ما در فیلمها و سریالها قصه خوب است. اولین شرط یك فیلم خوب یك قصه خوب است و روی این موضوع باید كار كرد.  رهبر یك جایی هم به شخصیت جامعالاطراف حضرت یوسف(ع) اشاره كرد و گفت پیامبران فقط برای دعا و نیایش و نصیحت مردم مبعوث نشدند. اگر اینطور بود كه ظالمان آنها را نمیكشتند. پیامبران برای هدایت مردم و تغییر تاریخ و مبارزه(ونه حتی صرفا مخالفت) با ظلم مبعوث میشدند. این بخش از صحبت رهبر ضمن تقدیر از شخصیتپردازی حضرت یوسف در سریال، نقد ظریفی هم به شخصیتپردازی حضرت یعقوب داشت. و یك جای دیگر هم به بحث تخیل و داستانپردازی هنرمند و نویسنده اشاره كردند و یك جورهایی در جواب سلحشور كه تخیل را نوعی دروغپردازی معرفی كرده بود، گفتند: البته بیشتر رمانها و داستانهای معروف دنیا مبتنی بر یك حادثه واقعی هستند، هرچند شاید داستانشان واقعی نباشد و با نگاه هنرمندانه نویسنده و تخیل و داستانپردازی او درست شده باشد. نگاه هنرمند با نگاه مردم عادی فرق دارد و به همین خاطر جذابیت دارد. حاضرم شرط ببندم اگر همه 70-80 نفر حاضر در جلسه - از جمله خودم – همه كتابها و رمانهایی كه خواندهایم را لیست كنیم، هنوز از رهبر كمتر كتاب دست گرفتهایم! 6. حاج آقا اجازه!صحبتهای رهبر كه تمام شد طبق معمول همه ریختند و آمدند كه صحبتهای مهم بكنند. سلحشور هم كه همان جا كنار رهبر نشسته بود، در حد توان عوامل را معرفی میكرد.  یكی از خانمها به زور خودش را جلو كشید و گفت: حاج آقا از اینكه از نزدیك دیدمتان خوشحالم. چند نفر همزمان داشتند از نابهسامانی صداوسیما میگفتند و ضرغامی كه صندلیاش كنار صندلی رهبر بود و حكمش را برای 5 سال آینده گرفته بود، روی صندلی كناری خودش را كمی كج كرده بود و به حرفها گوش میداد. وسط كار بعضیها روی صحبتشان را عوض میكردند سمت ضرغامی در حالی كه در یك قدمی رهبر ایستاده بودند. محافظها تلاش میكردند جماعت هنرمند را كنترل كنند. خانمی جلو آمد و گفت: از اینكه برای ما وقت گذاشتید ممنونم ولی حاج آقا من یك آرزویی دارم؛ آرزوی مملكتی بدون فقر و اعتیاد. رهبر هم كه به صورت زن نگاه نمیكرد، گفت: این آرزوی همهمان است. جعفر دهقان هم ایستاده بود جلوی رهبر و تكان نمیخورد. یك نفر از عقب صدا زد: «جعفر بیا كنار؛ بیا كنار ماسكه كردی!»  پسر جوانی توی آن هیری بیری گفت: حاج آقا اجازه! رهبر توجه كرد. جوان گفت: میشه چفیهتان را بگیرم؟ و رهبر چفیه را به جوان داد و او چفیه را روی صورتش گذاشت و خودش را از حلقه جماعت هنرمند بیرون كشید.  یكی دو نفر مصطفی زمانی را هل دادند جلو و گفتند آقا این هم یوزارسیف. رهبر لبخندی زدند و گفتند: شما آقاجان اولین تجربه تصویریتان با حضرت یوسف بود، خودتان را حفظ كنید و همیشه مثل حضرت یوسف بمانید. زمانی ساكت و آرام هم چشمی گفت و با فشار جمعیت عقب رانده شد. یك نفر دیگر چند برگ كاغذ گرفته بود جلوی رهبر و میگفت: این طرح را چندجا بردم و توجه نكردهاند، شما ببینید اشكالش چیست؟ رهبر اشاره كه كردند كه آقای ضرغامی اینجا نشسته چرا میدهید به من؟! ضرغامی دستش را دراز كرده بود، طرح را بگیرد ولی صاحب طرح تردید داشت بدهد یا ندهد. جعفر دهقان قرآن كوچكی را به رهبر داد تا امضا كند. قرآن را یكی از محافظها گرفت و گفت: برایت میآورم. صدای الله اكبر اذان كه بلند شد، رهبر هم از روی صندلی بلند شد. جهانبخش سلطانی خودش را جلو كشید و گفت: حاجآقا من با لهجه اصفهانی نماز میخونم اشكال دارد یا نه؟ رهبر و بقیه كه ایستاده بودند، خندیدند و رفتند برای نماز. 7. حرفت را توی دلت نگه نداربعد از نماز سلحشور داشت راجع به اهمیت حضرت موسی و داستانش با رهبر صحبت میكرد. جوانی جلو آمد، رهبر به او توجه كرد. جوان گفت: من دانشجوی ممتاز دانشگاه علامه طباطبایی بودم ولی حقم را خوردند. رهبر گفت: شما همین را بنویس كه فعلا ماجرا از دلت دربیاید بریزد روی كاغذ تا ما بخوانیم و ببینیم چه كاری میشود كرد. یك نفر دیگر هم كه نقش همسلولی یوزارسیف را در سریال بازی میكرد سلام یك مشهدی را به رهبر رساند. رهبر پرسید شما خودتان هم مشهدی هستید؟ مرد تایید كرد. رهبر جواب سلام آن بنده خدا را داد و به مرد مشهدی گفت شما فلانی را هم میشناسید؟ مرد از اینكه رهبر آن فرد را میشناسد تعجب كرد. از او خداحافظی كرد و به سلحشور گفت: برویم ببینیم شما چه میگویید. سلحشور با آب و تاب داستان حضرت موسی را برای مردی تعریف میكرد كه مرجع تقلید است و موهای سرش و رویش را در راه دین سفید كرده و به اندازه همه حاضران رمان خوانده و... . رهبر از سالن خارج شد و جعفر دهقان دنبال كسی میگشت كه قرآنش را پس بگیرد.
نوشته شده توسط حقیقت جو در چهارشنبه یازدهم آذر 1388 ساعت 10:3 | لينک ثابت |
امان از دست این جنبش سبز اموی
توهم نيوز
مصطفي نمازيان
1 - محمدخاتمي صبح ديروز در طي يك حركت استثنايي وحماسي !! به ديدار مهدي كروبي رفت. اما اين حركت در حالي انجام شد كه مهدي كروبي همزمان به ديدار ميرحسين موسوي رفته بود. نكته جالب توجه اينكه ميرحسين موسوي به ديدار محمد خاتمي رفته بود. به گزارش خبرنگاران از صبح ديروز تا پاسي از شب اين 3 نفر مرتب به خانه همديگر مي رفتند تا زمينه ديدار فراهم شود اما موفق نشدند يكديگر را ملاقات كنند. يك منبع آگاه كه خيلي اصرار كرد نامش فاش شود اعلام كرد: اينقدر اينها با هم ديدارهاي زوركي گذاشتن كه ديگه از همديگه بدشون مياد. اصولا آقاي كروبي از اينكه بدموقع و موقع خواب براش مهمون بياد تنفر داره. ميرحسين موسوي علت اين مهماني رفتن هاي تكراري را گريز از تنهايي و انزوا عنوان كرد. وي افزود: ميرحسين دوست دارد همواره چهره اي خوشحال از خود بروز دهد و از فضاي خفقان و تكراري خانه فرار كند. وي بازهم افزود: خاتمي قرار است حزب «هم انديشان جوان سبز منش گل منگلي» را در راستاي اعتلاي آرمان هاي خط امام!! راه اندازي كند. هدف اصلي خاتمي دفاع همه جانبه وهمه جوره از كساني است كه به نام امام دوست دارن به هر زوري رييس جمهور بشن. خاتمي به ميرحسين توصيه كرد: ميرحسين غصه نخور يه روز تو هم رييس ميشي.
2- طي حكمي از سوي محمد خاتمي، ميسرحسين موسوي به عنوان ميزبان اولين اجلاس سراسري و باشكوه «سياست در آينه توهم» انتخاب شد. اين همايش با شركت انديشمندان بزرگي همچون زهرا رهنورد- مهدي كروبي- محمد خاتمي و ميرحسين موسوي در منزل اجاره اي مهدي كروبي برگزار مي شود. ضمنا اسپانسري به نام « شهرام جزايري» كليه مخارج اين مراسم را عهده دار شده است. زهرا رهنورد نیز به عنوان مسئول پذیرایی و تهیه ناهار و شام حضار انختاب شد. هم چنين قرار است عوايد اين همايش 4نفره صرف امور خير براي ننه جون كروبي كه در ديار فاني به سر مي برد شود.
3- جنبش سبز روز 13 آبان طي يك حركت انقلابي و شجاعانه در اعتراض به سبز نبودن رنگ سطل آشغالهاي تهران، اين سطلهاي نامرد را به آتش كشيدند. لازم به ذكر است اين سطلها ساخت كشور روسيه بوده و از آنها براي صادرات آشغال و زباله هاي اتمي به روسيه استفاده مي شود. جنبش سبز اعلام كرد: در صورتي كه فصل پاييز قصد زرد كردن رنگ برگ درختها را داشته باشد، طومار بلند بالايي عليه دخالتهاي سازمان يافته خداوند در امور داخلي جنبش سبز امضا مي كنند.
4- يك منبع اعلام كرد: روز 13 آبان قرار بود سفارت روسيه را تسخير كنيم اما چون به ما گفته بودند ممكن است ميرحسين موسوي يا كروبي بخان بيان خيابون، كسي همراهشون نيست و بهتره شما به عنوان حامي در صحنه باشيد. اين افراد قرار بود تعرفه هاي رايي را كه به كروبي داده بودن در دست داشته باشن تا اعلام وفاداري خود به ايشان را اعلام كنند. لازم به ذكر است هم اكنون اين گروه 500نفره همزمان نقش حامي ميرحسين و كروبي را باهم بازي مي كنند و در هر کجا که اینها بخان برن، به عنوان سيل خروشان مردمي!!! حضور داشته باشن. يك منبع آگاه در واكنش به اين اقدام سبزكي اعلام كرد: اين مصداق كامل تقلب است. يك نفر چطور مي تونه همزمان به 2نفر راي بده!!!. لازم به ذكر است علت اصلي حاضر نشدن جنبش سبز، رسيدن خزان سياسي آنهاست كه بعدها نيز قرار است با زمستان سياسي همراه شود. هم چنين هنوز آدرس دقيقي از سفارت روسيه در دست نيست و دوستان ما احتمالا سفارت سوريه را اشتباهي با روسيه فرض كرده بودند.
5- عده اي از سبزهاي وطن پرست در راستاي اعتراض به سياستهاي خصمانه روسيه در قبال ايران، قرار است طي يك حركت انقلابي و خفن، سهم آب در ياي خزر متعلق به روسيه را به طور كامل بنوشند. اين عده قرار است با اعزام به نقطه مرزي دريايي ايران و روسيه به وسيله سطلهايي آب را از سهم روسيه برداشته و در سهم ايران بريزند. انجمن كوسه هاي مقيم خزر حمايت صريح خود را از اين حركت اعلام نمود. هم چنين تعدادي هشت پا و نهنگ نيز خواستار سبز كردن آب درياي خزر شده اند. كارشناسان سياسي جهان عدم موضع گيري لاك پشتها و ميگوها را بسيار مشكوك عنوان كرده و آن را دسيسه سياسي ايران براي ايجاد اختلاف در اكوسيستم خزر عنوان كردند. گفته مي شود محمود احمدي نژاد مبالغ كلاني را به اين جانداران پرداخت كرده تا مانع اينكار شوند. قرار است جلسه مهمي جهت هماهنگي در زير آب درياي خزر با حضور نمايندگان جنبش سبز با تشكلهايي همچون: جمعيت اسب آبي هاي باحال- مجمع نرم تنان قالتاق- خرچنگهاي نوانديش- حزب جلبك و توسعه- انجمن جلبكهاي غيرسبز- مجمع صنفي نهنگهاي دلاور- سرندريپيتي- يوگي و دوستان- انجمن حمايت از حقوق هشت پاها- مجمع كپور ماهيان مخالف روسيه و.. برگزار شود. هم چنين قرار است بعد از آن نيز جنبش سبز در روز 16آذر با پاي پياده از گيلان به سمت روسيه حركت كنند تا ركورد پياده روي در درياي خزر را يكبار براي هميشه بشكنند.
6- جديد ترين اعلاميه ضد آمريكايي جنبش سبز و ميرحسين موسوي به بازار آمد. اين اعلاميه چند منظوره بوده و مناسب شرايط آب و هوايي سياسي خاصي است. گارانتي مادام العمر توسط سيا وموساد از نكات فني اين محصول است. اين محصول مناسب شرايط بعد از شكست سياسي است و به گفته كارشناسان، آرامش خاصي به فرد شكست خورده مي دهد. در بخشهايي از اين بيانيه آمده است: آمريكا از اينكه يه عمر تو رو اذيت كرديم اه وا خدا!!!. طفلي آمريكا، طفلي بوشي جون و اوبي جون. اوباما تو باما. بوشي جون خون ما نوش جون. ايران حيا كن اقتدار رو رها كن. نه غيرت نه ملت فقط فحش بي علت. مي كشم مي كشم آنكه برادرم بود. يا راي يا اغتشاش. سفارت روسيه چرا درش طوسيه. واي اگر العربي حكم جهادم دهد ملت ايران نتواند كه جوابم دهد. در بخشهايي ديگر آمده است: آمريكا ما رو ببخش كه تو را ناراحت كرديم. ببخشيد كه تو را به خاطر مسايل كوچك و غير قابل توجه همچون سقوط هواپيماي مسافربري حامل چندصد نفر مردم عادي وعوام- صرف پولهاي بلوكه شده ايران در جهت امور خير!! و كمك به فقراي اسراييل- اعلام 72ميليون مخالف ما در ايران به عنوان تروريست و... سرزنش مي كنند. آخرنمي گويند كه چقدر قدرت نشانه گيري سلاحهاي شما و تشخيص رادارهاي شما قوي است كه تشخيص مي دهيد چه كسي با ما نيست و بايد نابود شود؟آيا جوان گرايي شما قابل تحسين نيست كه نگذاشتيد جوان بيكاري همچون عبدالمالك ريگي، به جاي معتاد شدن و ريگ بازي، حالا براي خودش سركار رفته و دست خيلي ها رو هم گرفته؟ آيا شما نبوديد كه براي بسياري مسافران ايراني همچون گنجي- سروش- حقيقت جو- پيرموذن و... چنان مهمان نوازي كرديد كه بندگان خدا هيچگاه طاقت دروي از شما را ندارند؟ ْآيا شما نبوديد كه با راه اندازي موسسسات خيريه و اشتغال زايي همچون سازمان منافقين، القاعده، طالبان و... مشكل بيكاري جهان اسلام را حل كرديد؟ آيا شما نبوديد كه با كشتن جمعيت اضافي مردم در عراق، افغانستان، ويتنام، فلسطين و... باعث توازن جمعيت وجلوگيري از رشد بي رويه جمعيت شديد؟ آيا شما نبوديد كه با صرف مبالغ كلان باعث سرپناه گرفتن و نجات از آوارگي كبوتران عاشق اسراييلي در منطقه شديد؟ آيا شما نبوديد كه به حرفهاي ما گوش داديد و مايي كه به هيچ رسانه اي دست رسي نداشتيم را به عنوان خبرنگار، تحليلگر، تخريبگر، تيترخبري و.. پذيرفتيد؟ ببخشيد چندتا بچه بي ادب بي اجازه از ديوار خونتون رفتن بالا. ديگه تكرار نمي كنيم. غلط كرديم به روح مش قربون سبزي فروش قسم
نوشته شده توسط حقیقت جو در چهارشنبه بیستم آبان 1388 ساعت 10:6 | لينک ثابت |
نقدی برتوجیه المسایل جنبش سبز
نقدی برتوجیه المسایل جنبش سبز
مصطفی نمازیان
بنام خدا ۱- رساله توجیه المسایل جنبش سبز به بازار آمد  . این رساله دینی-اعتقادی که بسیار باحال می باشد حاصل شبها و روزها تلاش و تحقیق جمعی از دین پژوهان دردمند است که نسبت به تحریف در دین نگران هستن. در این رساله تلاش شده تا کلیه اعمال من درآوردی برخی علما و مراجع جدید همچون دست دادن با بانوان محترمه ـ دریافت پول از افراد خیر در جهت توسعه سیاسی ـ افزودن آیات جدید به قرآن و تلاش جهت ارایه جلد دوم قرآن با سوره های جدید و متناسب با نیاز جوانان و... از مهمترین مسایل مورد توجه در این توجیه المسایل هستند.  ۲- لیست جدید ترین کشته های جنبش سبز اعلام شد. در این لیست افراد نام آشنایی همچون : بروسلی ـ آبراهام لینکلن ـ مهاتما گاندی ـ دجال ـ عالیجناب تسو ـ بانو چویی ـ بل و سباستیان ـ پدر ژپتو ـ نرگس ـ بانو مائورین - رفیق حریری ـ لولک و بولک و... وجود دارد.  لازم به ذکر است طبق اسناد محرمانه ای که آقای کروبی  اعلام کرده اند در طی جنگ جهانی دوم نیز حدود ۶۰۰۰۰۰۰۰ میلیون نفر به دست دولت دهم به قتل رسیده اند. ۳- حزب اعتماد ملی در راستای دفاع از حقوق فاحشه ها و زنان خیابانی  دست به یک ابتکار جالب زد. در این طرح لازم است کلیه زنان فاحشه جهان با حضور فیزیکی  یا تماس با دفتر این حزب، اعتراض خود را نسبت به تجاوز به آنها در زندان ایران اعلام نمایند. هم چنین کسانی که در روابط نامشروع با دیگران دچار حاملگی شده اند نیز می توانند شکایت خود را در این باره به دفتر حزب اعلام کنند. تا کنون هزاران شکایت از سراسر جهان به خصوص از دیسکوهای دوبی ـ لاس وگاس ـ اسراییل غاصب ـ هنگ کنگ ـ تایلند ـ جزایر هاوایی و... دیگر دیسکوهای شبانه به این حزب ارسال شده است. ۴- درپی حمایت حمید سوریان از دکتر احمدی نژاد و اهدای مدال قهرمانی جهان به ایشان، دفتر میر حسین موسوی طی بیانیه ای اعلام کرد: حمید سوریان ایرانی نیست و وی اصالتا اهل سوریه می باشد که با هماهنگی بشار اسد و احمدی نژاد به ایران آمده وتنها هدف وی از شکست ناجوانمردانه کشتی گیر دانمارکی، ایجاد تنش در روابط دوستانه دانمارک وجهان اسلام بود. وی شناسنامه ایرانی دریافت کرده وقرار است در کشتی های بعدی خود به حساب کشتی گیران کشورهایی برسد که به نحوی با خط مشی تندروانه دولت دهم مخالفند. در همین زمینه به زودی مجلس ختمی در یکی از مساجد تهران در جهت یادبود کشتی گیران شکست خورده درمقابل این کشتی گیر مزدور تشکیل می شود. هم چنین ایشان در کشتی اخیر خود تقلب نمود و پیروزی وی در مسابقات یک توطئه از پیش طراحی شده بود تا جنبش سبز فراموش شود. ۵- مهدی کروبی  طی پیام مهمی از کلیه کسانی که به نحوی می توانند در انتخابات ریاست جمهوری یازدهم کاندیدا شوند و رای بیشتری از وی کسب کنند، درخواست کرد با توجه به محبوبیت روز افزون خود، از حضور در رقابت با وی بپرهیزند وبیش از این وی را ضایع نکنند. این پیام به صورت محرمانه در اختیار روابط عمومی ستاد آراء باطله ـ ستاد انتخاباتی جومونگ ـ ستاد انتخاباتی یونگ پوـ ستاد انتخاباتی یانگوم و سوسانو قرار گرفته است. لازم به ذکر است علی رغم تبلیغات شدید مهدی کروبی در انتخابات اخیر و حمایت بی دریغ جمعی از سیاست بازان ماکیاولی از وی، در نهایت آراء ایشان با احتساب آراء تقلب شده و آرایی که از سر دلسوزی و یا به زور به ایشان داده شد به ۳۰۰۰۰۰ هزار رای رسید وکمتر از افراد مذکور رای آورد. کارشناسان اعلام کردند: حضور یا عدم حضور کروبی در انتخابات هیچ تاثیری بر درصد حضور نداشت و حتی ممکن بود با کاندید نشدن ایشان حداقل بر تعداد آراء باطله افزوده می شد. ایشان در حقیقت در فیلم تبلیغاتی کرباسچی وابطحی به خوبی بازی کرد ودر نهایت نیز بازی خورد. توصیه کارشناسان در نهایت این است: کسانی که به هر نحو از صحنه سیاست به دور ماندند یا خاطره بدی از آنها دراذهان افکار عمومی باقی مانده می توانند با کاندید کردن ایشان و بازی دادن وی در فیلم تبلیغاتی، به ترمیم چهره منفور خود بپردازند.
نوشته شده توسط حقیقت جو در چهارشنبه بیستم آبان 1388 ساعت 9:53 | لينک ثابت |
عوامل و علل و پیشینه ی کودتای مخملی در ایران و حوادث پس از انتخابات
افشاگری پیام فضلی نژاد (نویسنده کتاب شوالیه های ناتوی فرهنگی "پر فروش ترین کتاب سیاسی سال") درباره ی عوامل و علل و پیشینه ی کودتای مخملی در ایران و حوادث پس از انتخابات
مکان: قم – مدرسه علمیه معصومیه
زمان: یازدهم آبان ماه سال هشتاد و هشت
مدت زمان: تقریبا دو ساعت و پانزده دقیقه
فرمت فایل: صوتی *wma*
حجم: تقریبا هفت مگابایت
سرور: ۴Shared
از این لینک جهت دانلود فایل صوتی استفاده کنید:
Payam Fazli Nejad-Masoumieh.wma
نوشته شده توسط حقیقت جو در پنجشنبه چهاردهم آبان 1388 ساعت 12:40 | لينک ثابت |
این مردم مهربان و آرام
این مردم مهربان و آرام
در حاشیهی دیدار مردم چالوس با رهبر انقلاب
مهدی نوری
هواشناسی گفته بود یك توده پر فشار در راه است و روز چهارشنبه چالوس بارانی خواهد بود. روزهای گذشته هم ابر و بادی در كار بود اما باران چهارشنبه چیز دیگری بود انگار. رهبر انقلاب سال 82 هم سفری به نوشهر و چالوس داشتند، اما آن بار هم باران درست موعد مردم و رهبرشان را برای نزول اجلال انتخاب كرده بود و آقا همان شبی كه فردایش قرار دیدار گذاشته بود، اخبار هواشناسی را شنیده و راضی به زحمت و اذیت احتمالی مردم شهر نشده بودند. یعنی دیدار قبلی لغو. این بار در دومین سفر رهبر انقلاب به پایگاه دوم نیروی دریایی، چالوسیها و كجوریها و كلاردشتیها آمده بودند كه هر طور هست رهبرشان را ببینند. *** هشت و چهل و پنج دقیقه صبح، خبرنگاران را به شكل پارتیزانی وارد ورزشگاه كردند. ما جمع دوربین به بغل و خودكار به دست، وسط زمین چمن ورزشگاه هفتم تیر پرسیدم و معلوم شد اینجا بیشتر محل تمرین است تا مسابقات؛ و البته چسبیده به یك سالن 4 هزار نفره است.
قاری داشت از فتح مبین و آیات بهشتیِ تجری من تحتها الانهار و توبهپذیری پروردگار باران و ابر میخواند كه جا گرفتیم میان جمعیت و در جایگاه ویژه خبرنگاران. بعد از تلاوت آیات، مجری مراسم دعای فرج را طوری شروع كرد كه جمعیت یك صدا به نجوا همراهی كردند. پس از آن نوبت به گروه تواشیح و اسماء الحسنی عربی- فارسی رسید. در همین اثنا هلیكوپتر پلیس فیلمبرداری را بالای سر مردم میچرخاند با سرعت زیاد و زاویهای كه تقریباً فقط در فیلمهای اكشن (حادثهای) یا بدلكاریهای خارجی دیده بودیم. ژانگولرهای چرخبال اینقدر بود كه همزمان با پایان تواشیح جیغ تعجب و شگفتی مردم را به هوا ببرد.
پیرمرد كلاه بهسر دستانش را باز كرده بود. فكر كنم میخواست فیلمبردار اگر افتاد، آسیبی نبیند. نمنم باران 9 و 15 دقیقه به وقت چالوس باریدن گرفت. مردم اصلاً به خیس شدن كاری نداشتند؛ از بس این مردم مهربان و آرامند. لبخند مدام تنها واكنش است. بر خلاف جاهایی كه تا نمی از آسمان ببارد همه سقف را به آسمان ترجیح میدهند، اینجا بارانی و چتر سهم كودكان و پیران میشود. *** طبیعی است كه از این جا به بعد و زیر این باران، كاغذ و خودكار و رواننویس به كار نمیآمدند. از این جا به بعد برمیگردد به حافظه و یاد. رهبر انقلاب ساعت ده به جایگاه آمدند. باران امان نمیداد. رگبار رحمت خدا همه مشتاقان دیدار را مورد مرحمت قرار داده بود. رهبر بر صندلی چوبی خود كه نشستند، امام جمعه استان، خیر مقدم گفته و از مردم تشكر كرد. سخن آقا بلافاصله پس از حرفهای امام جمعه آغاز نشد. این ابراز احساساتِ بارانخورده و خیس بود كه با دعوت چند باره رهبر و دستان محبت و ارادتی كه به سینه میگذاشت، همچنان خیال آرام شدن نداشت.
مسافر مهر و باران فرمایشات خود را با بیان خوشحالی از حضور بالاخرهی خود در میان مردم چالوس آغاز كرد. ایشان خیلی خوب به یاد داشتند كه دفعه پیش، دیدار به سبب رعایت آسایش مردم و بارانی كه گفته بود حتماً میآید، به انجام نرسیده بود. طوری گفت كه گویی خود بزرگترین غبطه را از قرار غیر مستقر آن سال در دل داشته است. مهمان تازه شهر از همان ابتدای سخن، نگرانی و دلواپسیاش را از رفتار بی صبرانه باران با مردم ابراز داشت و در طول سخن هم با رعایت كوتاهترین جملات بارها سعی كرد زودتر به والسلام كلام برسد، اما این مردم مهربان و آرام مگر میگذاشتند؟ همهی موجهای دریا خود را از ساحل به ورزشگاه رسانده بودند. به میان مردم. *** رهبر انقلاب چالوس را نام تازهای بخشیدند: "قدمگاه 21 هزار شهید استان مازندران". بعد هم به اشارتی حول دو جمله اكتفا كردند. یكی استفادهی بهینه و اسلامی از همه منابع استان، همان دریای آبی و جنگل سبز. دوم هم سفارش به بصیرت بود. محور فرمایش هم این آیه بود: «قُل هذِهِ سَبیلی اَدْعُوا اِلَیَ اللهِ عَلَی بَصیرَهٍ اَنَا وَ مَنِ اتَّبَعَنِی» (1)
حرفهای دیگری هم بود كه نانوشته و ناگفته ماند. نانوشته به خاطر قلمهای شسته و بارانخوردهی ما و ناگفته از سوی مردمی كه هر چه توانستند فریاد عاطفه و مهر سر دادند، ولی باز انگار نشد كه همه حرفهایشان را بزنند.شهر چالوس حالا میتواند شادمان باشد از این رخدادها؛ باران پاییزی و مردمی باصفا و رهبری عزیز كه مراسم بیعتی بینظیر را در بیستمین سالگرد رهبریِ رهبرشان ثبت كردند.
1. یوسف، آیه 108: بگو اين است راه من كه من و هر كس پيروىام كرد با بينايى به سوى خدا دعوت مىكنيم
نوشته شده توسط حقیقت جو در جمعه هفدهم مهر 1388 ساعت 4:7 | لينک ثابت |
باران رحمت آمده
باران رحمت آمده
در حاشیهی دیدار مردم چالوس با رهبر انقلاب
مهدی قزلی
زنگ تفریح اول صدایش درآمد. دبستان كنار محل استقرارمان. یكی از مسوولین دبستان به دختر بچهها گفت: «فردا با توجه به حضور مقام معظم رهبری و دیدار مردمی، مدرسه تعطیله.» صدای جیغ و فریاد خوشحالی دختر بچهها رفت هوا. دخترها بچهتر از این بودند كه برای آمدن رهبر جیغ و هورا كشیده باشند، احتمالاً برای تعطیلی وسط هفته خوشحال بودند. به هر حال آنقدر ذوق زده شدند كه ما هم از خوشحالی آنها خوشحال شدیم. □□ مسیری كه رفتیم تا برسیم به ورزشگاه، به تجربه باید شلوغ میبود، كه نبود. اكبری گفت: پس مردم كجا هستند؟ گفتم: حواست كجاست؟ این خیابان -خیابان رادیو دریا- یك سرش میخورد به شهر، یك سرش هم به دریا. انتظار نداری كه مردم از دریا بیایند به طرف شهر! به ورزشگاه كه نزدیك شدیم، دیدیم مردم از سوی دیگر خیابان سرازیرند. □□ شب قبل با رفقا تصمیم گرفتیم توی شهر دوری بزنیم. بعد از كلی ایستادن كنار خیابان، تاكسیای ایستاد، سوار شدیم. شیطنتم گُل كرد. گفتم: «آقای راننده، شنیدم خیلی بگیر و ببند كردند برای آمدن رهبر!» راننده گفت: «چی؟ اینا همهاش حرفه. قدمشون سرِ چشم. اصلاً اینجا امنه. میخوای كیفتو بزار كنار خیابون 4 روز دیگه بیا بردار. این حرفها نیست. همهاش شایعه است.» گفتم: «یك روز درآمدتان كم میشه. فكر كنم این خیابان را میبندند. شما هم كه خط تاكسیتون همین جاست؟» گفت: «درآمد مهمتره یا بركت؟ رهبر كه مییاد اینجا، بركت هم مییاد انشاءالله.» شیطنتم پژمرده شد! □□ صبح چهارشنبه هوا ابرآگین بود. سهشنبه هم همینطور بود و بعد آفتاب شد و حسابی گرم. با تجربه روز قبل، عكاسها و فیلمبردارها با لباسهای تابستانی آمدند، ما هم. درست از وقتی كه رفتیم بالای سكّوی خبرنگارها، هوا ابریتر شد و بعد نمنم باران و بعدتر بارانی مردانه! گاهی به هم دلداری میدادیم كه: باران شماله، الان قطع میشه. و گاهی هم به هم بیم میدادیم كه: این باران قطع شدنی نیست. قطع نشد باران و آمد حسابی! ما هم دوش گرفتیم، همراه مردم كه منتظر رهبر بودند. □□ باران كه شدید شد یك عده از مردم از در ورزشگاه خارج شدند. بقیهای كه جلوتر بودند فریادشان بلندتر شد كه «ای پسر فاطمه، منتظر تو هستیم» و «ای رهبر آزاده، آمادهایم آماده» صداها آنقدر بلند بود كه آنهایی كه رفته بودند، فكر كردند رهبر آمده و برگشتند. ورزشگاه دیگر خالی نشد جز فقط گوشهای از آن كه به خاطر جایگاه خبرنگارها نمیشد از آنجا جایگاه رهبر را دید. □□ رهبر كه آمد به جایگاه، مردم شعار دادند، درهم و برهم. شعارهایشان ولی زود قطع نشد. شاید 5 دقیقه شاید هم بیشتر. صحبت كه آغاز شد، مردم ساكت شدند. آنقدر ساكت كه وقتی رهبر بین جملههایش كمی مكث میكرد، صدای قطرههای باران كه میریخت روی سر مردم، میآمد. □□ عكاسها عزا گرفته بودند. نگران دوربینها و لنزهایشان بودند كه مال خودشان هم نبود. مال خبرگزاریها بود. هم میخواستند بروند و دوربینها را نجات بدهند، هم حسادت حرفهای مانعشان میشد به راحتی دل بكنند. □□ جلوی جایگاه رهبر قایقی كوچك گذاشته و با تور ماهیگیری تزئینش كرده بودند. روی قایق نوشته بود: «چون تو را نوح است كشتیبان، ز طوفان غم مخور». □□ وسط صحبتهای رهبر مردم تكبیر گفتند. رهبر صبر كرد تا تكبیر تمام شود. بعد از تكبیر شعار دادند، باز هم رهبر صبر كرد. مردم شعار را طول دادند. لحن رهبر عوض شد و دلسوزانه گفت: ما تا كی باید شما را زیر باران نگه داريم! مردم كه انگار بهشان برخورده بود همآهنگ شدند كه: باران رحمت آمد/ رهبر ما خوش آمد. باران شدیدتر شد. رهبر كمی گوش داد به این شعار مردم و بعد با بغض گفت: این لطف شماست در این شكی نیست ولی من زیر سقفم و شما زیر باران. این برای من ناگوار است، و مردم جواب دادند و حرف آخر را زدند: ما اهل كوفه نیستیم/ علی تنها بماند.
نوشته شده توسط حقیقت جو در جمعه هفدهم مهر 1388 ساعت 3:50 | لينک ثابت |
ميزگرد تلويزيوني حجاريان، عطريانفر و شريعتي- 3 و پاياني
فایل صوتی را از این لینک دانلود کنید: http://www.4shared.com/file/135502626/3a357e2a/___.html
 
به گزارش خبرنگار سياسي خبرگزاري فارس، محمد عطريانفر عضو حزب كارگزاران در ميزگرد آسيبشناسي حوادث پس از انتخابات در پاسخ به سؤالي مجري برنامه در خصوص دليل تغيير جهتگيري نگرشي و بنيانهاي فكري خود گفت: بحثي كه مطرح است سؤال كليدي و مهمي است؛ چرا كه برخي ميگويند كه اين افراد چون در زندان هستند اين حرفها را ميزنند ولي اينطور نيست. وي افزود: نهاد امنيتي ما كه تكاليفي برعهدهاش است و بايد در جهت دفاع از نظام فعاليت كند با نمونههاي مختلفي برخورد ميكند از جمله انتخاباتي كه افتاده است كه صورت كاملاً روشن ميتوان اثبات كرد كه اين اتفاق كه رخ داد در طول تاريخ 30 ساله انقلاب استثنايي است به همين خاطر يك پاسخ استثنايي را هم ميطلبد. عطريانفر با بيان اينكه ما هيچ مرزي بين خود و كساني كه به عنوان كارشناسان امنيتي با ما صحبت ميكنند احساس نميكنيم، با طرح اين پرسش كه واقعاً چه اتفاقي افتاده كه ما به اين نكته رسيدهايم، گفت: دو حالت است كه انسان عريان و بدون پيرايه خود را ميبينيد يكي در بستر مرگ و يكي در گوشه سلول و زندان. وي ادامه داد: زماني كه شما در زندان قرار ميگيريد خود را عريان در مقابل حقيقت احساس ميكنيد و اين حس واقعي براي همه دوستان ما در زندان رخ داده است. اگر شما ميبينيد فردي مثل حجاريان كه سوابق بسيار درخشان و گويايي در مسير تقويت اين نظام داشته و با بصيرتي كه داشته به يك نكتهاي ميرسد كه همه آنچه بر پايه غرب استوار شده بوده و مورد استفاده قرار ميگرفته را به راحتي از ذهنش بيرون ميگذارد به خاطر آن است كه به اصل خود رجوع كرده؛ اصلي كه در دوران حيات امام شكل گرفته است. عضو مستعفي حزب كارگزاران با اشاره به اينكه ما بعد از حيات امام دچار نقصانهايي شديم كه به اين نقطه وقوف پيدا كرديم و اين وقوف به حقيقتي است كه در درون روح ما اتفاق افتاده است، اظهار داشت: بسياري تصورشان براين است كه شايد شرايط خاص زندان ما را به اين نكته رسانده است كه در اين مورد بايد بگويم اولاً بگويم زندان جاي خوبي نيست اما زنداني كه ما در آن بوديم هيچ فشار و مشكلي براي ما نبوده است. وي افزود: حقيقتاًَ جمعبنديهايي كه ما پيدا كرديم جمعبنديهايي بوده كه خودمان به آن رسيديم و از خدا بسيار شاكر هستيم كه اين فرصت را براي ما فراهم كرده است. عطريانفر با بيان اينكه در حوادث اخير انتخابات و مشكلاتي كه براي مردم بوجود آمد، در كنار به خطر افتادن امنيت كشور دو اتفاق زيبا هم خلق شد اظهار داشت: يكي اينكه نظام جمهوري اسلامي آنقدر مقتدر و توانمند است كه عليرغم تمام آشفتگيهايي كه در يك زمان كوتاه در انتخابات رخ داد استوار ايستاد و همه را تحت كنترل خود با كمترين هزينه و فشار قرار داد. وي افزود: نكته دوم اينكه برپايه همين تحليلهايي كه انجام ميشود و نقدي كه بر گذشته صورت ميگيرد حداقل در سه دهه آينده نظام جمهوري اسلامي متناسب با منويات و آموزههاي آموزگار اصلي انقلاب كه امام است و ديدگاههايي كه حواريون ايشان مطرح ميكنند و ديدگاههايي كه برپايه يك تئوري حكومت ديني مطرح است، زمينههايي را فراهم ميكنند كه ما بتوانيم از آسيبهاي احتمالي در آينده مصون باشيم و بايد از اين فرصت استفاده كنيم. عطريانفر در ادامه با بيان اينكه احساس ميكنم ديدگاههاي حجاريان، شريعتي و حتي باقي زندانيان كه در اينجا حضور ندارند با ديدگاه من برابر است، اظهار داشت: تصور نكنيد كه آنهايي كه صحبت نميكنند به نوعي مقاومت ميكنند، بلكه شايد به اين دليل است كه آن شجاعتي كه ما داشتيم را ندارند. ما به اين جمعبندي رسيدهايم كه در برخي مقاطع بايد سخن گفت، در همان مقاطعي كه همه دهانهايشان را ميبندند و سخن نميگويند اگر كسي جرأت كند و با شجاعت حرفي بزند فضل تقدمي را پيدا ميكند كه اين راهگشا خواهد بود. وي ادامه داد: من بر اين باورم كه باقي دوستانمان بايد فرصتي برايشان به وجود بيايد تا ديدگاهايشان را مطرح كند و ادعايشان را اثبات كنند كه عضو نظام هستند. عطريانفر در ادامه سخنان خود در اين ميزگرد اظهار داشت: ما توانستهايم در تأملات تنهايي خود به يك سرچشمه فياض و زنده برگرديم و آن اين بود كه اساساً اگر ما سياستورزي كرده و در حوزه قدرت تلاش ميكنيم و در موضوعات سياسي به صحنه ميآييم و ميخواهيم رقيب را محكوم كنيم اينها معطوف به كدام هدف است؟ وي در ادامه با اشاره به فرازي از نهجالبلاغه خاطرنشان كرد: در زيقا منطقهاي كه عليابن ابيطالب در آستانه نبرد بودند محمد ابن عباس پسر عم ايشان وارد ميشود و ميبيند كه امام علي نشستهاند و پاپوش پاره خود را كوك ميزند. ابن عباس با تعجب نگاه ميكند و ميخواهد تعجبش را پاسخي بگيرد. حضرت ميگويند اي ابن عباس اين كفش پاره من چقدر ميارزد و او پاسخ ميدهد ارزشي ندارد و حضرت علي ميفرماييد به خدا قسم اين كفش پاره بيارزش نزد من با ارزشتر از حكومت بر شما است مگر آنكه بتوانم حقي را ايفا يا باطلي را دفع كنم. وي افزود: ما حقيقتاً به اين نكته رسيدهايم كه اگر سياستورزي ميكنيم و يا در حوزه قدرت تلاش ميكنيم ميخواهيم به كجا برسيم. آيا ميتوانيم اين حرف علي(ع) را محقق كنيم؟ چون ما از سرچشمه اصلي انقلاب فاصله نگرفتهايم و اين فرصتهاي تنهايي براي ما اين فضا را فراهم كرد كه به اين نكته برگرديم كه اگر بناست كار و تلاش سياسي كنيم بايد در مسير نظامي باشد كه اين نظام منويات اسلام را محقق و خواست مردم را تأمين كند. عضو حزب كارگزاران با اشاره به جمله معروف شهيد مدرس گفت: بارها و بارها از زبان امام (ره) شنيدهايم كه آقاي مدرس گفتهاند سياست ما عين ديانت ما است. شما كافي است كه ابتدا شأن نزول اين جمله را پيدا كنيد. ظاهراً در مجلس چهارم بوده كه آقاي مدرس نسبت به ديالوگي كه در مجلس مطرح شده و گفته شده بود كه ميتوانيم برخي از پديدههاي دنياي غرب را بياوريم مقاومت كرده و گفته آن چيزي كه در غرب رخ داده است پايه بر فرهنگ خودش داشته است. اگر شما ميخواهيد در ايران جريان مشروطه را ريشهدار كنيد بايد سياستتان با ديانتتان عينيت پيدا كند يعني شما زماني ميتوانيد سياستورزي بومي متناسب با احوال مشروطه آن زمان داشته باشيد كه مبتني بر مباني اعتقادي خودتان باشيد و اين جمله تبديل شده به اين كلمه قصار كه بر زبان ما جاري شده است. وي در ادامه سخنان خود اظهار داشت: در سال 57 انقلابي رخ داده است؛ در آن مقطع حوزهها و دانشگاهها تكاليفي داشتهاند، آن موجود اصيلي كه آنها بايد در آن وحدت پيدا ميكردند نظام جمهوري اسلامي است. نظام چه توقعي از دانشگاهها و حوزهها داشته است. نظام گفته من آمدهام برپايه همراهي مردم و راهبري امام و حوارييون ايشان يك انقلابي را در ايران بوجود آوردم آيا متناسب با نيازهاي جمهوري اسلامي دانشگاهها و حوزههاي علميه و ديني هزينهشان را پرداخت و تكاليف خود را در حد نظام ايفا كردهاند؟ عطريانفر ادامه داد: به صراحت ميخواهم اعلام كنم همانطور كه دانشگاههاي ما به دليل آن سوءسابقه و خودباختگي تاريخي كه اساساً حوزه علوم انساني يك حوزه متوقف و درجه 3 بوده سرويس لازم و نياز نظام را تأمين نكردند و حوزههاي ديني هم تكاليفشان را در قبال نظام ايفا نكردند. وي ابا اشاره به برخي از اعتراضات و گلههايي رهبري در برخي از محيطهاي علمي و روحاني، اظهار داشت: ايشان تذكر دادهاند حوزههاي ديني بايد نيازهاي جمهوري اسلامي ايران را تأمين كند ولي متأسفانه اين حوزهها كاري نكردند و از اين حيث ميخواهم تأكيد كنم كه ما به دليل آن خودباختگي كه از دوره شاه بود و به دليل اينكه نتوانستيم چهرههاي شاخصي از نيروهاي انساني خود را به نقاطي ارسال كنيم تا تربيت شوند و قدرت نقد پيدا كنند، در حال حاضر تقريباً در حوزه علوم انساني خود بشدت فقير هستيم و بايد اول اين فقر را باور كنيم و بعد در مقام تأمين نيازها متناسب با اقتضائات حكومت ديني خودمان گام درست را برداريم. عطريانفر در ادامه سخنان خود در اين ميزگرد اظهار داشت: رهبري يك جمله بسيار كليدي دارند و ميگويند من مطرح نيستم ولي شما از موضوع ولايت فقيه حفاظت و صيانت كنيد و اين سخن را امام هم بارها فرموده بودند. ما اعتراف ميكنيم كه بعد از رحلت امام، رهبري پيوند بسيار زيبايي را برقرار كردند؛ ايشان گفتند اگر سخن از مردمسالاري است منظور مردمسالاري ديني است و پيوند بين مردم و مرجعيت دينيشان را به خوبي برقرار كردند ولي در حوزه نخبگان به آن پرداخته نشد. وي در خصوص فعاليتهاي مطبوعاتي اصلاحطلبان و پشتپرده حركتهاي مطبوعاتي در زمان فعاليتش در اين حوزه افزود: در حوزه مطبوعات وقتي سخن از مردمسالاري و دموكراسي شد و وقتي سخن از اين شد كه يك قدرتي در هيبت و هويت مردمي خود، رخ نشان ميدهد كه بيشتر هم با همان ادبيات كلاسيك غرب تعقيب ميشود، رسانه هم جايگاه خودش را پيدا كرد، در دنياي غرب رسانهها تعيين كنندهاند، امروز در دنياي غرب سخن از اين است كه نميشود سياستمداري را متصور شد كه بينياز از رسانه باشد، حتماً نيازمند رسانه است. وي ادامه داد:من به عنوان كسي كه از ابتداي انتشار روزنامه همشهري مدخليت داشتهام، ميتوانم بگويم روزنامهاي را متولد كرديم و با ادبيات جديد روزنامههاي سنتي را پشتسر گذاشتيم و جماعتي را جذب كرديم ولي آيا اين همه كار بود؟ نه! كم بود. عطريانفر ادامه داد: اگر قرار بود ما از رسانه به عنوان يك پايگاه براي اطلاعرساني عموم استفاده كنيم نبايد به صرف رنگ و لعاب كفايت ميكرديم و بايد ميرفتيم و حوزههاي ديگر را هم تقويت ميكرديم ولي اين اتفاق صورت نگرفت. عضو حزب كارگزاران در ادامه سخنان خود خاطرنشان كرد: در بحث رسانهها با پيروزي سيدمحمد خاتمي در دو دوره قبل، ميدان فراخي فراهم شد اما سرتا پاي اين حركتها پر از آسيب بود، متأسفانه دستگاههاي دولتي ما بيش از آنكه به ماهيت و حقيقت رسانه توجه كنند بيشتر نگاهشان شكلي بود. وي افزود: كافي بود من محمد عطريانفر داراي يك ليسانس و گواهي عدم سوپيشينه باشم و بروم و درخواست كنم تا يك مجوز به من بدهند، همين الان بالغ بر 3 هزار و 500 مجوز صادر شده است كه هماكنون نزديك به 3 هزار نشريه منتشر ميشود ولي مجموع اينها تيراژش بسيار اندك است. عضو حزب كارگزاران ادامه داد: وقتي شما سهم خود را از رسانههاي جهاني تعريف ميكنيد و ميگوييد در سال 25 ميليون تن مصرف كاغذ رسانه در جهان است، اگر ما به لحاظ جمعيتي 1درصد جمعيت جهان باشيم سهم ما بايد 250 هزار تن باشد ولي وقتي نگاه ميكنيم ميبينيم كه از نظر كمي كمتر از 20 درصد توليد داريم و اين دلالت بر اين دارد كه كار ويژهاي در اين حوزه صورت نگرفته است. عطريانفر در ادامه سخنان خود اظهار داشت: وقتي شما يك رسانه را صرفاً در قالب يك مجوز صادر ميكنيد، يعني فاقد صلاحيتهاي لازمهاش هستيد و به همين دليل در مقاطعي اين رسانهها مورد سواستفاده قرار ميگيرند و همين رسانههاي اجارهاي و كرايهاي ناشي از اين قضيه است، لذا من به عنوان كسي كه در حوزه رسانه بودهام ميتوانم اين باور را منتقل كنم كه از دوران پس از جنگ تا الان، البته الان يك مقدار سياست تزريقي حاكم است و كمتر مجوز صادر ميشود اما به طور كلي درست بعد از جنگ تا امروز ما در حوزه رفتار درست رسانهاي كشور گام درستي برنداشتهايم و صرفاً كميگرا بوديمايم و مجوزهايي صادر ميشده است. وي ادامه داد: البته سياستهايي مانند سياست هدايتي، حمايتي و نظارتي مطرح شده است اما صريحاً عرض كنم سيستم حمايتي آن است كه وزارت ارشاد پولي به دست بگيرد و با رسانهها بازي كند و سيستم نظارتي هم عبارت از اين است كه صرفاً يكسري روزنامهها را جمع و بريدههايي را توليد كند و به دادگاه براي تعقيب بدهد و بخش هدايتي هم صفر است. عطريانفر با اشاره به فعاليت دولتهاي سازندگي، اصلاحات و عدالتگراي احمدينژاد در حوزه فرهنگ اظهار داشت: نشان داده شود در دولت سازندگي، اصلاحات و عدالتگراي جناب آقاي احمدينژاد كه وزارت فخيمه ارشاد اسلامي كجا خط هدايتي را ارائه كرده است. وي در ادامه در پاسخ به سؤال مجري برنامه در خصوص اينكه آيا در اين مدت روزنامه و تلويزيون در اختيار شما قرار داده شده است تصريح كرد: فرصت پيدا ميكنم روزي 7 تا 10 ساعت خدمت شريعتي و ابطحي باشم در آن زمان از روزنامهها استفاده ميكنم و البته تلويزيون هم در اختيار ما قرار دادهاند. عضو حزب كارگزاران در ادامه سخنان خود اظهار داشت: دولتهاي ما در حوزه رسانه قصور داشتهاند و كساني كه ميتوانستند در اين حوزه نقش داشته باشند كاري نكردند، اگر قرار است روي رسانه به عنوان يكي از مؤلفههاي امنيت ملي مطالعه و محاسبه شود بايد از اين وضعيت فلاكتبار خارج شود و اينكه شخصي بگويد من ميتوانم مجوز بگيريم و نشريه منتشر كنم و اين كار را بكند حقيقتاً كار خطايي است. ادامه مطلب
نوشته شده توسط حقیقت جو در شنبه چهارم مهر 1388 ساعت 12:34 | لينک ثابت |
ميزگرد تلويزيوني حجاريان، عطريانفر و شريعتي-
فایل صوتی را از این لینک دانلود کنید: http://www.4shared.com/file/135502626/3a357e2a/___.html
به گزارش خبرنگار سياسي خبرگزاري فارس، ميزگرد آسيبشناسي نظري حوادث پس از انتخابات سهشنبه شب با حضور سعيد حجاريان، سعيد شريعتي و محمد عطريانفر از شبكه اول سيما پخش شد. در اين ميزگرد عطريانفر كه به درخواست سعيد حجاريان و به دليل مشكل تكلم وي، در پارهاي مواقع نظرات حجاريان را در خصوص مسائل مختلف بيان ميكرد، اظهار داشت: در طول بخصوص دوران اصلاحات از سال 76 و بلكه زودتر از آن و بعد از آن كه توانستيم از جنگ خارج شويم و مشكلات جنگ را پشتسر بگذاريم به دليل آن عقبماندگي تاريخي كه در حوزه علوم انساني داشتيم عملاً نتوانستيم مشكلات و نيازهاي كشور را بر پايه ديدگاههاي ديني خودمان پاسخ داده و تأمين كنيم. وي افزود: از اين روي به سمت سرفصلهايي از ديدگاههاي حكومتداري و حكومتمداري در دنياي غرب رفتهايم كه داراي پايهها و انديشههاي فلسفي خاص خودش بوده است. عطريانفر در ادامه اين ميزگرد به قرائت متن آماده شده از سوي حجاريان پرداخت و در ابتداي اين كار با بيان اينكه قصد ندارم در اين تريبون نام كسي را ببرم اما ميتوانم به صورت قطعي اعلام كنم كه كساني در تحقق اين مباني تفكرات غرب در ايران نقش كليدي و اصلي داشتند، تصريح كرد: همين قدر ميتوانم اشاره كنم كه برخي از فعالان سياسي با پيشزمينههاي ماركسيستي، سوسياليستي و حتي آنارشيستي و البته بيشتر با جنبههاي ليبرالي به بسط اينگونه نقطهنظرات خود در سطح دانشگاهها پرداختهاند. تئوريسين جبهه اصلاحات در ادامه دستنوشته خود آورده است: از آنجايي كه فضاي دانشگاه هم يك فضاي در واقع صيانت شده است و جوانان هم علاقمند هستند يك زمينههاي نويي را دريافت كنند و از گذشته هم چيزي در اختيارشان قرار نگرفته، بنابراين با يك ولع خاصي به اينها ميپردازند بخصوص كه متأسفانه ما عليرغم اينكه يك تصوير دموكراتيك از غرب داريم لكن برخي از نقطهنظرات سياستپيشگان غربي به گونهاي است كه ظاهراً آنچه ميگويند وحي منزل است و آن را به عنوان يك اصل پايدار بخصوص در ذهن كشورهاي جهان سومي جا مياندازند. عطريانفر در جمعبندي سخنان سعيد حجاريان عنوان كرد: اين ديدگاههاي ماركسيستي، سوسياليستي و حتي آنارشيستي كه بيشتر وجهي ليبرالي هم پيدا ميكند توسط برخي از اساتيد هم ارائه ميشود چون ميدان نقد هم برايش نيست اينها را به صورت دربست ميپذيرند. عطريانفر در ادامه تبيين نظرات حجاريان در ريشهيابي علل مشكلات در حوزه علوم انساني اظهار داشت: بسياري از اين عزيزاني كه در حوزه علوم انساني در دانشگاههاي ايران تدريس ميكنند پايه آموزش عالي خودشان را در غرب داشتهاند و در آنجا گذارندهاند كه آنجا يك محيطي بوده كه مجموعه بستههاي فكري را به اينها دادهاند. وي افزود: نميخواهم بگويم كه اينها كادرهاي غرب هستند ولي به طور ناخواسته استاد ايراني كه در غرب آموزش ديده و ميدان نقد هم برايش فراهم نبوده مجموعه آموزههايي كه دريافت كرده را به صورت يك مجموعه كاملاً وحي منزل عرضه ميكند. وي ادامه داد: بخواهيم و نخواهيم عملاً بسياري از اين چهرهها و عزيزاني كه فرصت نقد ديدگاهها و انديشههاي غرب را پيدا نكردهاند و خودشان را با آن مجموعه آورده و عرضه كردهاند به صورت يك كادر همه جانبه براي ديدگاههاي غربي عمل ميكنند و تفكر غرب را نمايندگي ميكنند. اين عضو مستعفي حزب كارگزاران سازندگي در ادامه تشريح نظرات حجاريان با طرح سؤالي مبني براينكه اين تفكر غرب در ايران مبتني بر انتقال چه پيامهايي است؟ يادآور شد: وقتي شما اين ادبيات را در انديشه غرب در دانشگاههاي ايراني كه بايد با ادبيات ديني تطابق داده و ساخته شود ارائه ميكنيد چه بخواهيد و چه نخواهيد هويت ملي و دانشگاهي خودتان را عملاً از بين برده و زير پا ميگذاريد. وي اضافه كرد: انديشه ليبرالي غرب توسط چهرههاي ارزشمندي مثل همين اساتيد كه نتوانستند دريافتها و آموزههاي خود را نقد كنند ميآيد و در مغز و فكر ما مينشيند و اساساً همه اين باورها را به هم ميزند و در واقع حس ميكند كه حيات خلوت دنياي غرب است. وي تأكيد كرد: انديشههاي ليبرالي كه غرب در پوششهاي بسيار زيبايي عرضه ميكند كه در اين خصوص حجاريان ميگويد كه آنارشيزم است كه در متن اين ديدگاهها و رفتارها آنارشيزم نهفته است. در ادامه اين برنامه سعيد شريعتي دستنوشتهاي از سعيد حجاريان را قرائت كرد كه در آن آمده است: چنانچه قبلاً گفته شد علوم هنجاري داراي مشكلات عديده و مزمني است كه جز با راهحلهاي طولانيمدت نميتوان آن را علاج كرد كه در اين خصوص سعدي ميگويد: «سعدي به روزگاران دردي نشسته بر دل درمان نميپذيرد الا به روزگاران». در ادامه دستنوشته سعيد حجاريان كه توسط شريعتي قرائت شد آمده است: من در اين مجال سعي ميكنم به بعضي از معضلات اين دسته از علوم انساني اشارهاي گذرا داشته باشم و آنچه ارتجالاً به نظر ميرسد به عنوان راهكار و راهحل اين معضلات عرضه كنم. 1- علوم هنجاري غالباً حاوي حربههاي ايدئولوژيك هستند از ماركسيست ارتدوكس بگير تا نئوليبراليست؛ لذا پيش از آنكه علم تلقي شوند نيمه علم، نيمه ايدئولوژي، هستند هرچند خود را در قالب توصيف و تبيين وجوه مختلف زندگي ببپيچند اما ذاتاً هنجاري و تجويزي هستند. 2- اين علوم به شدت خصلت تحصيلي و پزيتيويستي دارند مثلاً آگوست كنت پدر جامعه شناسي، اسم آن را فيزيك اجتماعي گذاشته بود، يعني به اجتماع مانند موجودي فيزيكي و مكانيكي مينگريست. بعدها رفتارگرايان در بهترين حالت جامعه را پديدهاي ارگانيك تلقي كردند مانند هر سيستم ارگانيك ديگري در قبال انگيزشها عكسالعمل ثابتي از خود نشان ميدهند كه ميتوان آن را اندازه گرفت و پيشبيني كرد و همچنين قانون تئوري از آن استخراج كرد، لذا آمار و سنجشهاي آماري كليدي شد براي روشمند كردن علوم رفتاري اما هماكنون بسياري از متخصصين اين علوم معتقد هستند كه با پرسشنامهها، سنجهها و گويههاي خود يك مشت زباله به نرمافزار ميدهيم و از آن سو هم يك مشت زباله تحويل ميگيريم. 3- متأسفانه متدهاي تفصيلي، توهمي، تأويلي و پديدارشناسانه نيز برد محدودي دارند و بيشتر به كار انسانشناسي، بومشناسي و قومشناسي ميآيد و تازه همين متدها نيز تحت تأثير پزيتيويستها بيرمق شدهاند. از اينها گذشته در جوف اين علوم فرصت پيشفرضي سكولاريستي وجود دارد كه به اسباب قريب رفتار انساني توجه دارند و اسباب بعيده و بخصوص مسبب الاسباب را ناديده ميگيرند و آن را از معادلات خود حذف ميكنند، مقايسه ميان جامعه شناسي ابن خلدون متفكر مسلمان و آگوست كنت اين معنا را به وضوح نشان ميدهد. 4-به ايران كه ميرسيم وضع اسفبارتر ميشود؛ با متوني ترجمه شده و اغلب ناقص و جزوههاي نامنظم سروكار دارند و بدون ديد انتقادي آن را فرا ميگيرند، بدون آنكه بازار كاري براي اين همه فارغالتحصيل وجود داشته باشد. 5- اساتيدي هم كه همين جزوات را خوانده و عضو هيئت علمي شدهاند با دانشجويان بعدي خود نيز نوعي سيكل معيوب را تشكيل ميدهد كه جز باز توليد جهل نميتوان نامي بر آن نهاد. اساتيدي هم كه از خارج كشور فارغالتحصيل شدهاند ناخودآگاه حامل آخرين دستاوردهاي آن دسته علوم انساني كه هيچ سنخيتي با جامعه ما ندارد، به ايران هستند مانند پست ماركسيست، استوراكتوراليست و فمنيست و غيره و غيره. حجاريان در ادامه اين برنامه در بخش ديگري از سخنان خود با اشاره به سخنان عطريانفر در خصوص وضعيت علوم انساني در كشورمان گفت: بخشي از اين مشكلات به قبل از انقلاب برميگردد و بخشي به بعد از انقلاب. بعد از انقلاب هم كاري نشده است؛ شايد الان يك دبيرستان نمونه علوم انساني باشد كه آن هم فقط در تهران است و جاي ديگري نيست. مگر امثال ماها كه به خاطر شغلمان به دنبال علوم انساني رفتيم. اگر ما هم دنبال مهندسي رفته بوديم دنبال علوم انساني نميرفتيم. وي افزود: همه علوم انساني البته اينگونه نيست و ادبيات فرق دارد، هنرها فرق دارد؛ مثلاً اينها خيلي ماهيت اومانيسي ندارند كه در اينجا بايد علوم انساني را درجه بندي كرد. عضو مستعفي شوراي مركزي جبهه مشاركت يادآور شد: بالاخره من به خاطر اينكه بگوييم جامعه ما چگونه جامعهاي است و دولت ما چه ماهيتي دارد، ناچار به ابزار توليد بودم، ابزار توليد كه خودمان نداشتيم به سراغ منابع اصلي كه ميشد توضيح داد پيدا كرد تا گفت مثلا ماهيت دولت در جهان سوم چيست و براي مثلاً نظريه سلطانيسم خيلي به كل نظام ضربه زد كه انحرافات از همين جا برميآيد. وي در تشريح نظريه ولايت فقيه تصريح كرد: خودم قائل بودم كه رهبري در ايران داراي سه نوع مشروعيت است يك نوع مشروعيت سنتي است بالاخره رهبر مرجع تقليد خيليها است و مرجعيت نوعي مشروعيت سنتي است، ثانياً رهبري رهبر انقلاب است و رهبري انقلاب نوعي رهبري كاريزماتيك است، ثالثاً رهبري قانوني و منتخب خبرگان است. حجاريان اضافه كرد: رهبري در ايران سه پايه مشروعيت دارد منتهي من آنجا توضيح دادم علاوه بر اينها موضوع ديگري هم داريم. رهبري در ايران ادامه ولايت پيامبر است كه ميخواستم توضيح دهم كه علاوه بر آن سه نوع مشروعيت كه توضيح دادم و بايد در نظر گرفت كه سه نوع مشروعيت را وبر انديشمند غربي گفته بود اما مشروعيت نوع چهارم داريم كه وبر به آن اشاره نكرده است.
نوشته شده توسط حقیقت جو در شنبه چهارم مهر 1388 ساعت 12:33 | لينک ثابت |
حاشیهنگاری دیدار هنرمندان با رهبر انقلاب
حاشیهنگاری دیدار هنرمندان با رهبر انقلاب
آن تابلوی پرشكوه
مصطفی غفاری
شب چهرههاساعت 4 تاكسی مقابل ایست بازرسی انتهای خیابان فلسطین، درست جلوی پای جعفر دهقان كه مشغول گفتوگو با دوستان تئاتریاش است، ترمز میزند و ما پیاده میشویم... كمكم سر و كلهی آقایان زم، جمال شورجه، فرجالله سلحشور، مجتبی و احمد شاكری هم پیدا میشود؛ اما از همه غیرمنتظرهتر، دیدن برخی ستارگان پاپ مانند امیر تاجیك و احسان خواجهامیری است كه همراه با مسعود دهنمكی از درب VIP وارد میشوند! وارد حسینیه كه میشویم، علی لهراسبی- خواننده كلیپ حس غریب كه معمولاً عصرهای جمعه پخش میشود- را میبینیم كه اتفاقاً كمی گرفته به نظر میرسد. كمكم علی تفرشی، مجید اخشابی، قاسم افشار و گلریز هم به خوانندهها اضافه میشوند. جمع اهالی موسیقی حاضر در جلسه در نهایت با مجید انتظامی كه چندین اثر از جمله "سمفونی ایثار" را در كارنامهی هنری خود دارد، كاملتر میشود. از چهرههای سینمایی، حضور كارگردانها پررنگتر است: فریدون جیرانی- كه انگار از همه مسنتر است-، ابوالقاسم طالبی، جواد شمقدری، نادر طالبزاده، حبیبالله كاسهساز، محمدحسین سجادپور، انسیه شاهحسینی، احمدرضا معتمدی و... مجید مجیدی و سیدرضا میركریمی هم بعدتر خود را میرسانند. مسعود فراستی به نمایندگی از منتقدان سینمایی حضور دارد و علاوه بر جعفر دهقان، از میان بازیگران محمدرضا شریفینیا، سیدجواد هاشمی و جهانبخش سلطانی خود را به دیدار رساندهاند. یوسفعلی میرشكاك پیش از نشستن با مسعود دهنمكی خوش و بش میكند. از نویسندههای شناخته شدهی ادبیات انقلاب و دفاع مقدس محمدرضا سرشار در جلسه حضور دارد. رضا امیرخانی هم كه "ارمیا" را در كارنامهی آثار مرتبط با دفاع مقدسش دارد، كمی دیرتر از بقیه خودش را به جلسه میرساند و همان پای تریبون مینشیند. هنوز ده روز از دیدار اهالی شعر با رهبر انقلاب نگذشته اما از شاعران جبههی فرهنگی انقلاب، فاضل نظری، ناصر فیض و علی محمد مؤدب و... در این جلسه هم حضور دارند. اشكها و لبخندهاساعت درست 5 عصر را نشان میدهد كه رهبر انقلاب وارد حسینیه امام خمینی میشوند. ضرغامی، حسینی، صفار هرندی، چمران و بنیانیان هم ایشان را همراهی میكنند.   بعد از قرائت قرآن كریم، اكبر نبوی به عنوان مجری پشت تریبون قرار میگیرد. بیاختیار یاد برنامهی پربینندهی برداشت دو و گفتوگوهای صمیمانهاش با ابراهیم حاتمیكیا- كه امروز جایش خالی است- و رسول ملاقلیپور- خدابیامرز- میافتم...  نبوی بعد از خواندن یك دوبیتی زیبا، شیوهی ادارهی جلسه را توضیح میدهد و از مهمانان میخواهد با جرأت و صمیمیت، نكاتی را كه در ذهن دارند بیان كنند، حضور دوربینهای متعدد خبری را نادیده بگیرند و جلسه را غیررسمی فرض كنند. حبیب احمدزاده- نویسندهی كتاب شطرنج با ماشین قیامت- اولین سخنران مهمان است كه پیش از شروع بحث اصلیاش، خاطرهای میگوید: ...چند نفر آمده بودند با من مصاحبه كنند. یكی از پرسشهایشان این بود كه شما چرا در جنگ شهید نشدید؟ گفتم: دنبال پروندهام بود... آقا به شوخی میگویند: "بروند از عراقیها بپرسند!" این جمله، لبخند شادی را در همین ابتدای جلسه در فضای حسینیه میپراكند. احمدزاده از لزوم استفاده از تجربیات جنگ در همهی زمینههای زندگی میگوید؛ حتی زندگی زناشویی! او در مورد تجربهی جنگ نرم و عملیات روانی خاطرهای تجربهآموز را از خلاقیتهای نیروهای خودی در جبههها یادآوری میكند و میگوید ما باید جنگ نرم علیه دشمنان را طوری طراحی كنیم كه در هر حال برندهی بازی باشیم. احمدزاده كه مجری مراسم او را به زبان تند و تیز و البته شیرینش توصیف كرده بود، اظهار امیدواری میكند كه باتوجه به سخنان رهبری در خطبههای نماز جمعهی گذشته، همه به دفع حداقلی و جذب حداكثری برای فشردهتر شدن صفوف نیروهای خودی، پایبند باشند و دافعهی زیادی و بیخودی ایجاد نكنند. سخنران بعدی مرتضی سرهنگی است؛ از نویسندگان و دستاندركاران هنر و ادبیات دفاع مقدس كه در حوزهی هنری تبلیغات اسلامی مشغول كار است. سالها پیش، رهبر در تقدیر از فعالیتهای او و همكارانش در جمعی گفته بود: اگر بنده شاعر بودم، يقيناً در مدح شماها قصيده مىساختم! (در ديدار جمعى از پيشكسوتان جهاد و خاطرهگويان دفتر ادبيات و هنر مقاومت 31/06/1384) سرهنگی از آمیخته بودن زندگی انسان معاصر با جنگ و ریشهها و پیامدهای آن میگوید و نتیجه میگیرد ژانر هنر و ادبیات جنگ، برای عموم مردم آشناست. او تأكید میكند: "ادبیات و هنر دفاع مقدس در فرآیندی طبیعی متولد شده؛ بنابراین نه وكیل میخواهد و نه وزیر؛ پدر میخواهد!" از نكتههای جالب توجه صحبتهای او، اشاره به لزوم مستندسازی رویدادهای جنگ است. در این زمینه او به "نظامنامهی حرب" آیتالله بوشهری فلاشبك میزند كه از نگارش آن در 110 بند، بیش از صد سال میگذرد و بند 22 آن میگوید: "حوادث جنگ را بنویسید و از جنگ عكاسی كنید!" اكبر نبوی دوباره از مهمانان میخواهد كه تندتر و صریحتر صحبت كنند و حتی از حبیب احمدزاده گله میكند كه صحبتهایش چنانكه انتظار میرفت، انفجاری نبود! "انسیه شاهحسینی" سخنران بعدی است كه چندان به توصیهی مجری توجه نمیكند. او ابتدای صحبتهایش سلام شهدای هویزه و شهید علمالهدی- كه ارتباطی نزدیك با آیتالله خامنهای داشته- را به رهبر میرساند و پاسخ میشنود: "السلام علیكم و علیهم!" شاهحسینی در ادامه به یادآوری خاطرهای از گفتوگو با علی شمخانی میپردازد و از او به عنوان یك بسیجی و البته یك فرماندهی گردنكلفت و بسیار قوی! جنگ نام میبرد. تعابیر او لبخند را بر لبان حضار مهمان میكند. اكبر نبوی كه انگار توصیههایش به تند و انتقادی صحبت كردن مهمانان مؤثر واقع نمیشود، خود وارد گود میشود و از سیاستگذاریهای ناقص مسؤولان میگوید: "مائیم و دور باطل روزمرگیها... اگر غیرت هنرمندان نبود، به واسطهی این طرز مدیریت، هیچكاری در این عرصه انجام نمیشد!"  بعد از حمید شریفی هنرمند هنرهای تجسمی كه از مرتبط نبودن تحصیلات مسؤولان فرهنگ و هنر با حوزهی مدیریتیشان انتقاد میكند و سعید قاسمی از فرماندهان و فعالان عرصهی فرهنگی دفاع مقدس، نوبت به مسعود فراستی میرسد كه به قول خودش نه مسؤول است و نه هنرمند و به همین دلیل میتواند راحتتر حرف بزند. او از مانع بودن مسؤولان- در بسیاری از موارد- برای پیشرفت هنر و ادبیات دفاع مقدس میگوید. از اینكه نگذاشتند سینمای دفاع مقدس كه داشت شكل میگرفت، راه بیافتد؛ از تفرعن برخی مسؤولان و از اینكه جز تكنفرها و تكگردانها، جریانی زنده و پویا در راه آرمانها و ارزشها نمیبیند؛ از اینكه اهل دیالوگ نیستیم، خودمحور و مظلومگرائیم و همهی اینها به خاطر این است كه همه خودمان را هنرمند میپنداریم! نبوی بعد از صحبتهای فراستی هم نطق انتقادی میكند كه بیائید موانع و سنگهای روی چشمهی هنر و فرهنگ را برداریم! بعد برای نمونه به وضعیت بودجهی فرهنگ و هنر كشور در مقایسه با بخش كوچكی از كشاورزی اشاره میكند؛ گرچه خودش هم تصریح میكند كه "بودجه و مسایل مالی، همهی مشكل هنر و ادبیات نیست!" صحبتهای دكتر سنگری پژوهشگر حوزهی ادبیات دفاع مقدس، جملهی پایانی نبوی را تقریباً تأیید میكند. زیرا او بعد از اینكه از دیدن قلهها در كنار درّهها میگوید، بر چند محور عمده تأكید میكند كه هیچیك با مسایل مالی ارتباط مستقیمی ندارند؛ از جمله "ایجاد كرسیهای نظریهپردازی در حوزهی ادبیات انقلاب و دفاع مقدس".  وقتی نبوی از مجید مجیدی كارگردان شناخته شدهی كشور برای سخنرانی دعوت میكند، همه سر تا پا گوش میشوند. مجیدی از بدیهای زمانه و بیاخلاقیهای خودمان در حق خودمان میگوید و در بخشی از صحبتها بغش میتركد. او از "درد دلها" میگوید، از اینكه به چنین روزگاری افتادهایم، شكوه میكند و از بازگشت به ارزشها میگوید: " برگردیم به اصل خودمان!" مجیدی به فهرست سیاه تلویزیون دربارهی برخی هنرمندان اشاره میكند و رو به رئیس سازمان صدا و سیما هشدار میدهد كه تلویزیون حق ندارد تصاویر من را پخش كند... و در پایان باز هم اظهار امیدواری میكند كه به لطف پروردگار و خون شهدا و خود مقام معظم رهبری، دوباره برگردیم به روزهای پر از امید و نشاط...   بعد از این سخنان، رهبر انقلاب به روح لطیف و حساس و اشك از روی علاقهمندی و خلوص آقای مجیدی اشاره میكنند و میگویند: "من فقط یك تسلی میخواهم به ایشان بدهم؛ آقای مجیدی عزیز!" ایشان وجود دعواهای سیاسی حتی در دورانهایی چون دفاع مقدس را یادآوری میكنند و میگویند: "آنوقت هم در كنار آن بهشت، جهنمهای كوچكی هم بود. الآن هم كنار این جهنمی كه شما با چشم هنرمندانهی خودتان مشاهده میكنید و با دل لطیف خودتان حس میكنید، یك بهشتهای باصفایی وجود دارد. از آنها غفلت نكنید!" حضار تكبیر میگویند. آقا بعد از خاموش شدن جمعیت میگویند: "آقای مجیدی گفتند كه جامعه رفته به سمت شعار، شما هم شعار دادید؛ ثابت شد حرف ایشان!" همه میخندند و حسینیه از فضای غمبار صحبتهای مجیدی درمیآید. رهبر میخواهد سخنانش را ادامه دهد كه یكدفعه از انتهای مجلس یكی از سرداران دوران دفاع مقدس شروع به صحبت میكند... آقا میگویند: "اجازه بدهید آقای آقامرتضی!" اما سردار- شاید نمیشنود- اجازه نمیدهد! او حرفهایش را ادامه میدهد كه البته فقط برای نزدیكانش قابل شنیدن است. آقا هم سكوت میكنند.  صحبتهای سردار كه تمام میشود، آقا قبل از هر ادامهی سخن دربارهی صحبتهای مجید مجیدی، توضیح میدهند كه: "البته این آقا مرتضای قربانی از فرماندهان خطشكن دفاع مقدس بود..." و خاطرهای از دوران دفاع مقدس را با لهجهی اصفهانی تعریف میكنند كه بار دیگر حاضران را از ته دل میخنداند.  بعد از صحبتهای رهبری، یك روحانی به شیوهی ادارهی جلسه اعتراض میكند و اجازهی صبحت میخواهد. آقا با لبخند میگویند: "جلسه را من اداره نمیكنم. من یك نفر مثل شما مشترك در این جلسه هستم. این آقا (اكبر نبوی) جلسه را اداره میكنند؛ هر اعتراضی دارید، به ایشان بفرمائید!" مهمانان هم انگار از این تذكر رهبر خشنودند. این را از نگاهها و واكنشهای برخی از آنها میشود حدس زد. مثل احسان خواجهامیری كه گفتار و رفتار رهبر را با دقت نگاه میكند. سخنران بعدی نادر طالبزاده است كه صحبتهایش را با این جمله آغاز میكند: "انقلاب اسلامی الآن زیر میكروسكوپ است!" محور اصلی صحبتهای او لزوم مستندسازیهای انتقادی دقیق و دلسوزانهای است كه حقایق تلخ و شیرین جامعه را صادقانه پیش چشم مخاطبان تصویر كند. او از رسانهها به خصوص رسانهی ملی میخواهد در چارچوب قوانین، تعارفات را كنار بگذارند و وارد این میدان شوند. در آخر با یك جمله اشارهای هم به صحبتهای مجیدی میكند: "به نظر من این هم یك فاز و یك مرحله از انقلاب است كه میگذرد..." بعد از صحبتهای طالبزاده، مجری به آن روحانی معترض فرصتی یكدقیقهای! میدهد تا نظراتش را مطرح كند اما او بیش از سه دقیقه صحبت میكند و البته از همه و بهخصوص رهبر انقلاب عذرخواهی میكند. اعتراض او بیش از همه به نحوهی ادارهی جلسه و فیالبداهه و كارشناسی نشده بودن مطالب سخنرانان مهمان، است. مجری از سیدمهدی شجاعی میخواهد كه سخنران بعدی باشد اما او كه نفسنفس میزند، تنها به خیر مقدم و خدا قوت گفتن به مهمان و میزبان، اكتفا میكند و به خاطر شرایط نامساعد روحی و جسمیاش مؤدبانه از سخن گفتن بیشتر، عذر میخواهد... سخنران بعدی حسین مسافر آستانه از فعالان حوزهی تئاتر است كه متنی را از رو میخواند و از جمله به كافی نبودن فضاهای مناسب برای تئاتر در سطح شهرها انتقاد میكند.  دهنمكی كارگردان پرفروشترین فیلم سینمای ایران- كه در وقت اضافهای كه با اجازهی آقا به مجری مراسم داده میشود، حرف میزند- تلویحاً و البته با عذرخواهی و بیان اینكه قصد بدی ندارد، به صحبتهای مجید مجیدی اشاره میكند: "اگر بعضیها دلشان گرفته، ما هم دلمان گرفته!" او هم مثل مجیدی صریح و البته سریعتر صحبت میكند... چشمان نبوی دوباره برق میزند! او از اینكه همیشه بیشترین بودجهها و رانتها را كسانی گرفتهاند كه در مواقع حساس به انقلاب پشت پا زدهاند و از اجرا نشدن مصوبات شورای عالی انقلاب فرهنگی- كه برخی اعضای آن مانند حسن رحیمپور ازغدی خود را به این جلسه رساندهاند- كارهای پراكنده و جزیرهای نهادهای مسؤول، جابهجا شدن نقش سینما و تلویزیون و مصونپنداری همهی مسؤولان و مسؤولیتگریزیشان گلایه میكند و از لزوم پرداختن به سینمای سیاسی و انتقاد به مسؤولان میگوید؛ و حتی آقای ضرغامی را كه به قول خودش خیلی به او "حال داده" از تیغ انتقاد بینصیب نمیگذارد!  وقت گذشته؛ امیر تاجیك هم كه خودش را تا پشت تریبون رسانده تا به نمایندگی از اهالی موسیقی صحبت كند، موفق نمیشود و برمیگردد تا سر جایش بنشیند. حاضران به برنامهریزی و نوبتدهی معترضاند. همهمه و بینظمی برای چند لحظه فضای حسینیه را پر میكند اما كمكم همه به توافق میسند كه در این 15 دقیقه، شنوندهی سخنان رهبر انقلاب باشند. گنج جنگرهبر انقلاب بعد از اشاره به اینكه جمع حاضر در برگیرندهی همهی فعالان عرصهی هنر و ادبیات دفاع مقدس نیست، از گنجینهی جنگ و گوهرهای استخراج نشدهی فراوان آن میگویند. همچنین به پرمخاطب بودن آثار ادبی و هنری پیرامون دفاع مقدس اشاره میكنند و از كتابهای "خاكهای نرم كوشك"، "دا" و فیلمهای "آژانس شیشهای"، "لیلی با من است" و "اخراجیها" یاد میكنند. اما چكیدهی توصیههای رهبری به هنرمندان عرصهی دفاع مقدس این است: "تلاش كنید آئینهای برای آن تابلوی پرشكوه باشید!" گعدههابعد از افطار، بازار گعدههای دوستانه گرم است. بیژن نوباوه كه هنگام سخنرانی مهمانها پای تریبون نشسته بود و گاهی در گوشی با مجید مجیدی حرفهایی هم رد و بدل میكرد، زودتر از حسینیه بیرون میرود.   سعید ابوطالب هم كمی بعد از او. جهانبخش سلطانی با لهجهی اصفهانی غلیظش با رحیمپور ازغدی كه هنوز تهلهجهی مشهدیاش را نمیتواند پنهان كند، گرم گرفتهاند و از خاطرات دفاع مقدس میگویند. ازغدی میگوید: "آقای سلطانی دل پاكی دارد و با همهی قلبش بازی میكند!"  آنطرفتر محمدرضا شریفینیا مشغول گپوگفت با چند جوان است. از خاطرات دوران بچگیاش میگوید كه همراه پدر به جلسات آقای خامنهای با شهید مطهری و مرحوم شریعتی میرفته، از نظرات دقیق و راهنماییهای آقای خامنهای در مورد فیلم امام علی(ع) و از حملهی مدعیان دموكراتیك بودن به او به خاطر شركت در مراسم تنفیذ و... ساعت حدود 9 است اما بیرون حسینیه و جلو درب خروجی محوطه، اهالی ادبیات و هنر هنوز از هم دل نمیكنند و گروه گروه مشغول گفتوگو هستند...
نوشته شده توسط حقیقت جو در پنجشنبه بیست و ششم شهریور 1388 ساعت 0:26 | لينک ثابت |
حجاريان : خطاي بزرگي كرديم ، از ملت پوزش مي خواهم
اعتراف صريح نظريه پرداز اصلاحات در دادگاه حجاريان : خطاي بزرگي كرديم ، از ملت پوزش مي خواهم
در چهارمين جلسه دادگاه رسيدگي به اتهامات متهمان اغتشاشات اخير، سعيد حجاريان، با اعتراف به تخلفات خود در اين غائله و ضمن عذرخواهي از مردم، اذعان كرد انتخابات كاملاً سالم برگزار شد. در جريان رسيدگي به اتهامات متهمان در دادگاه، سعيد حجاريان براي دفاع از كيفرخواست خود از سعيد شريعتي درخواست كرد تا متن دفاعيه خود را در دادگاه قرائت كند. حجاريان گفت: من سعيد حجاريان از محضر دادگاه تقاضا دارم كه متني را كه قبلاً آماده كرده ام در دادگاه قرائت شود چون خودم مشكل اختلال در تكلم دارم آقاي سعيد شريعتي آن را قرائت خواهند كرد. در مقابل قاضي با درخواست سعيد حجاريان موافقت كرد و سعيد شريعتي براي قرائت دفاعيه سعيد حجاريان پشت تريبون قرار گرفت. متن كامل نوشته حجاريان در ادامه مي آيد. بسم الله الرحمن الرحيم رياست محترم دادگاه در جريان انتخابات دهمين دوره رياست جمهوري و وقايع پس از آن متاسفانه حوادثي رخ داد كه قلب همه دلسوزان سرنوشت كشور را بدرد آورد. از شعارهاي وهن آلود بگير تا قانون شكني هاي آشكار و صدمه به اموال شخصي و عمومي و حتي قتل و جرح تاكنون در هيچ انتخاباتي سابقه نداشته و سايه كدورت خود را بر زلال چهل ميليون راي مردم افكند و دشمنان اين مرز و بوم را به طمع خام انداخت كه شايد بتوانند از اين وضع گل آلود ماهي مراد را صيد كنند. ابراز برائت و تنفر از ناامني ها من به شخصه خود را از اين همه جور و عدوان كه بر مردم و نظام اسلامي مان رفته بري مي دارم و انزجار و تنفر خود را از كليه تحركات كه امنيت كشور را به خطر انداخته ابراز مي كنم. كشور عزيزمان ايران در منطقه پر تلاطمي قرار دارد و لااقل دو جنگ خانمان سوز در شرق و غرب كشورمان در جريان است. از سويي ديگر بسياري از كشورها مدارج توسعه و پيشرفت را با شتاب طي مي كنند و دريغ است ايران كه از نعمت امنيت در اين منطقه آشوب زده برخوردار است، هم پاي ديگران تعالي و ترقي نيابد. دشمنان با تحريم ها و تحريك هاي متعدد تلاش دارند مانع اين روند شوند اما وظيفه ما حفظ وحدت و انسجام ملي است و بايد هوشيارانه مانع رخنه در صفوف ملت شويم. بايد طلب بخشش كنيم هر يك از ما اگر پا را از يك انتخابات سالم فراتر گذاشته و نعمت امنيت را كه پشتوانه توسعه اقتصادي است متزلزل كنيم نزد وجدان خود و نسل هاي آينده و از همه بالاتر پروردگار عالميان بايد انابه كنيم و طلب بخشايش نماييم. مرتكب خطاهاي سهمگين شده ام من هم در اين انتخابات با ارائه تحليل هاي ناصواب مرتكب خطاهاي سهمگين شده ام كه از آنها تبري مي جويم چون قطعاً مورد رضاي محبوب عالميان نيست و موجب ندامت است. من به خاطر اين تحليل هاي ناصواب كه مبناي بسياري از اعمال نادرست قرار گرفته از ملت عزيز ايران عذرخواهي مي كنم. هر چه گفتيم غير از صحبت دوست در همه عمر از آن پشيمانيم. اميدوارم اين سخنان كه از دل برآمده بر دل بنشيند اما اين كافي نيست و من در تعاملات تنهايي خود ريشه ها و علل موضع گيري هاي خود را واكاوي كرده ام كه به طور اختصار به عرض مي رسانم: طي ده پانزده سال اخير مقالاتي از من به چاپ رسيده كه حاوي بعضي از نظريات نامربوط به شرايط كشورمان بوده كه قصد دارم بعضي از مهم ترين آنها را در اين مجال بشكافم و علت انحراف اين مواضع را تشريح كنم. علوم انحرافي غرب در دانشگاه هاي تهران يكي از مهمترين اين نظرات انطباق شرايط كشورمان با تئوري ماكس وبر درباره سلطانيسم است كه معتقد است بر بسياري از امپراطوري هاي شرقي اين شيوه از حكومت جاري بوده و يك حاكم پاتريمونيال تيولدار و تعدادي حاميان وي كه هر كدام خيل عظيمي از تحت الحمايگان را يدك مي كشيده اند نظام سلطه را در سراسر قلمرو سرزمين مستقر كرده بودند. قبل از اينكه به نقد اين نظريه در خصوص انطباق آن با شرايط ايران بپردازم لازم ميدانم نكاتي را متذكر شوم: 1- متاسفانه در ايران با ضعف علوم انساني بخصوص در رشته هاي جامعه شناسي و علوم سياسي مواجه ايم و عليرغم گسترش مراكز آموزشي عالي و كثرت دانشجو در رشته هاي علوم انساني، متون آن از عمق چنداني برخوردار نيست و مطالب با ترجمه هاي اغلب ناقص و بدون نقد در اختيار دانشجويان گذاشته مي شود. 2- حجم وسيعي كتاب بعد از انقلاب ترجمه شده كه بسياري از آنها جنبه ايدئولوژيك دارند و در كنه آنها مي توان ردپاي مكاتب مختلف از ماركسيسم ارتدوكس تا نئوليبراليسم را مشاهده كرد و اين كتب (و بايد اضافه كرد مجلات) به وفور در دسترس مشتاقان است. 3- علاوه بر اين فارغ التحصيلان علوم انساني (بخصوص در دانشگاههاي خارج) كه بعنوان اعضاء هيئت علمي استخدام مي شوند ناخودآگاه حامل آخرين دستاوردهاي اين علوم به ايران هستند و هم اكنون ميتوان مشاهده كرد كه ديدگاه هاي پست استوراكتوراليسم، پست ماركسيسم، فمينيسم وانواع مكاتب غربي تحت عنوان علم ترويج مي شوند. تئوري هاي ماكس وبر منشأ انحراف در ايران عوامل مذكور بعلاوه شرايط خاص من وضعي را پديد آورد كه من هم بدون ديدگاه انتقادي بدام چاله اين علوم انحرافي در غلطيدم. اما شرايط ويژه اي كه من را به اين سمت سوق داد عبارت اند از: 1- من بعد از ارتحال حضرت امام(ره) و آغاز دولت سازندگي به معاونت سياسي مركز تحقيقات استراتژيك برگزيده شدم در آنجا بود كه فهميدم براي هدايت پروژه ها تجربه علمي سياسي كارساز نيست و لاجرم بايد آموزش دانشگاهي هم داشته باشم لذا فوق ليسانس و دكتراي خود را در علوم سياسي اخذ كردم و انبوه نظريات و ايدئولوژي هاي سياسي نادرست در ذهنم تلمبار شد بدون آنكه بازنگري و نقد آنها را داشته باشم. 2- با شروع موج اصلاحات و به خصوص تشكيل جبهه مشاركت كه به تئوري راهنماي عمل نياز داشت طبعا از من توقع مي رفت كه بعنوان نظريه پرداز دست بكار شوم و تحليلي علمي از شرايط جامعه، دولت و نيروهاي سياسي عرضه كنم تا راهنماي عمل حزبي قرار گيرد با مقدمات فوق اكنون مي توانم توضيح دهم كه چرا نظريه ماكس وبر نظريه پرداز آلماني قرن گذشته كه مبناي تحليل هاي ما قرار گرفت هيچ ربطي به شرايط ايران ندارد. 4- ماكس وبر تجربيات خود را عمدتا از امپراطوري عثماني، امپراطوري چين و امپراطوري مغولهاي هند گرفته بود و يك نظريه عمومي بنام پاتريمونياليزم يا سلطانيزم وضع كرده بود وجه مشترك اين كشورهاي منطبق بر اين نظريه به شرح زير بود؛ اولا) اين كشورها بصورت امپراطوري و سلسله هاي خانداني بودند. ثانيا) اين امپراطوري ها ما قبل مدرن بوده و هيچ قانوني حاكم بر آنها نبود و در راس آنها حكام خودكامه جلوس كرده بودند. ثالثا) حكومت در اين كشورها از راه خون و وراثت مستقر مي شد و به اصطلاح نظام هاي موروثي بودند. رابعا) مردم بعنوان رعايا از كليه حقوق شهروندي محروم بودند و همراه زمين خريد و فروش مي شدند. نظام ولايت فقيه مشروعيت خود را از ناحيه امام زمان مي گيرد با اين اوصاف انطباق نظريه ماكس وبر، بر شرايط كنوني ايران كاملا نابجا و بي ربط است چون: اولا) جمهوري اسلامي ايران، نظامي ما بعد انقلابي است كه مردمي رشيد دارد تحت تربيت حضرت امام(ره) بخوبي به حقوق خود واقفند. ثانيا) نظام ما داراي قانون اساسي مدوني است كه در آن حق حاكميت ملي به رسميت شناخته شده و مسئولان آن بطور مستقيم يا غيرمستقيم ازسوي مردم انتخاب مي شوند لذا مردم ما شهروندند نه رعيت. ثالثا) حكومت در ايران موروثي نيست و از طريق خون منتقل نمي شود بلكه خبرگان مبعوث مردم هستند كه در هر زمان اعلم اعدل و اشجع مجتهدين را كه مدير و مدبر آگاه به مسائل زمان است انتخاب مي كنند. رابعا) مذهب غالب مردم ايران تشيع است و نظام ولايت فقيه مشروعيت خود را از ناحيه مقدسه امام زمان(عج) مي گيرد و بدين لحاظ حكم ولي فقيه شعبه اي از ولايت رسول اكرم(ص) مي باشد. بنابراين ملاحظه مي شود كه نظريات ماكس وبر در ايران كنوني هيچ كاربردي ندارد و من از سر غفلت بدون نگاه انتقادي به اين نظرات آنها را به شرايط كشورمان تعميم دادم. رياست محترم دادگاه چنانچه ملاحظه فرموديد كار بسط نظريات نامنقح و عدم تلاش براي يافتن تئوري هاي بومي كه با شرايط ايران انطباق داشته باشد مي تواند چه نتايج سهمگيني را به بار آورد كه اين موضوع موجب عبرت جدي براي تمام دوستان دانشگاهي و فعالان سياسي است. وظيفه اين عزيزان به عنوان نخبگان جامعه آن است كه حربه نقد را عليه همه كس به كار ببرند ولو بزرگترين انديشمندان شناخته شده جهان باشند و بسيار با احتياط و هوشمند به بومي كردن نظريات بپردازند به صرف اينكه فلان استاد و يا فلان كتاب مرجع، مطلبي را نقد كرده است بسنده نكنند و تا يقين پيدا نكرده اند از اين نظريات در عمل استفاده نكنند. همچنين شوراي عالي انقلاب فرهنگي و مسئولان آموزش عالي كشور همه در اين انحراف بي تقصير نيستند. با اينكه مكررا هشدار داده شده كه علوم انساني با علوم دقيقه تفاوت دارد و بسياري از حربه هاي ايدئولوژيك در پوشش علوم انساني عرضه مي شوند متاسفانه شاهديم بجاي دقت در كيفيت اين علوم هر ساله بر كميت مراكز آموزشي عرضه كننده آن افزوده مي شود، اوائل انقلاب شايد چهار پنج دانشگاه دولتي بيشتر نداشتيم كه تا حداكثر در حد فوق ليسانس براي اين علوم، دانشجويان محدودي تربيت مي كردند اما امروزه در هر شهري دانشگاه دولتي و آزاد و پيام نور و خصوصي تا مدارج بالا به تربيت دانشجو مشغولند بدون آنكه به محتواي نادرست عرضه شده توجهي كنند. گرچه اين نظريات در قالب هاي تنگ علمي و شبه علمي بيان شده است اما به هنگام بسط و گسترش بخصوص در مرحله عملياتي شدن ضايعات و صدمات فراواني به بار مي آورد كه يك نمونه اش را در تخريب وحدت ملي در جريان انتخابات دهم ديديم كه به اموال عمومي و شخصي مردم خسارات فراواني وارد شد و ده ها كشته و زخمي بجا گذاشت و طمع بيگانگان را برانگيخت. سياسيون و فعالان سياسي هم در اين قضيه مسئولند اين گروه هرچند در عرصه نظريه پردازي معمولا نقشي ندارند اما در جهت عملياتي كردن و به اجراء در آوردن تئوري ها نقشي بس مهم ايفا مي كنند و سازمان هايي در جهت اهداف منبعث از تئوري ها به وجود آورده را رهبري مي كند و اين امر خطيري است. چه بسا يك لغزش از آن به اضعاف مضاعف در جامعه بازتاب يابد چون اينان مرجع سياسي بخش هايي ازمردم هستند و هرگونه تزلزل موضع آنان در سطوحي بازتاب مي يابد. همانگونه كه مراجع ديني لغزششان خطير است و به قول معصوم(ع) «انكسار العادم كانكسار السفينه تغرق و تغرق» (شكستن دانشمند مانند شكستن كشتي است كه هم خودش غرق مي شود و هم عده اي را غرق مي كند) لذا سياسيون بايد متوجه تئوري هايي كه منشاء استراتژي عمل سياسي آنهاست باشند. اما عده اي از فعالان سياسي عالما عامدا با توجه به پيامدهاي يك نظريه آنرا در سطح دانشگاه احزاب و جامعه اشاعه مي دهند كه اينجا بر مسئولين ذيربط است كه با پيگيري شواهد و قرائن ردپاي اين گونه افراد را پيگيري كنند و قانون را در مورد آنها اجرا نمايند. مثلا در حوادث اخير شعارهايي سر داده شد كه هر كس ذره اي عرق وطن پرستي و دغدغه وحدت ملي و شرم از خون شهدا داشته باشد و نگران ترقي و توسعه كشور باشد آنها را برنمي تابد و منزجر مي شود. معلوم است وقتي همه دلسوزان نظام از بعضي حركات و سخنان و شعارها مشمئز مي شوند. لابد محركين اين ماجراها حركتي دشمن شاد كن انجام داده اند اگر نگوئيم خود از دشمن دستور گرفته اند. از مجموعه مباحث پيش گفته شده مي توان استنتاج كرد كه احساس رعب در نزد انديشمندان غربي موجب ذلت نفس و پذيرش بي قيد و شرط نظريات آنان مي شود و حضرت امام(ره) به ما آموختند كه روي پاي خود بايستيم و مقهور شرق و غرب نشويم و رمز توفيق ما تاكنون همين بوده است. البته ما در علوم تجربي و دقيقه اين نكته را خوب يافته ايم و دانشمندان جوان، از زمان جنگ به اين سو دستاوردهاي چشمگيري داشته اند اما در زمينه علوم انساني آنچنان كه بايد و شايد فعاليتي نكرده ايم و يكي از روزنه ها و رخنه هاي فرهنگ وارداتي و حتي ضربات دشمنان از اين ناحيه بوده است كه به هر حال جزو آسيب پذيري هاي نظام علمي كشور محسوب مي شود. البته موضوع اگر فقط يك نقيصه علمي بود قابل تحمل مي نمود اما خطر آنجاست كه نظريات علوم انساني حاوي حربه هاي ايدئولوژيك هستند و قادرند به استراتژي و تاكتيك تبديل شوند و در مقابل ايدئولوژي رسمي كشور صف آرايي كنند و آن را به چالش بكشند. زماني ماركسيسم به عنوان آخرين دستاورد علمي مبارزه در مقابل اسلام صف كشيده بود و امروزه نئوليبراليسم نداي پايان تاريخ را سر مي دهد و خود را بعنوان برترين دستاورد در تاريخ بشريت قالب مي كند اگر بناست ما در مقابل اين مدعيان سرخم كنيم چه احتياجي به انقلاب و مقاومت هشت ساله در مقابل دشمن بعثي بود. در ضمن اگر قرار است نظرات امثال پارسونز، ماكس وبر يا هابرماس آثاري از خود بجا بگذارد كه در حوادث اخير ديديم كه هم امنيت ملي را به خطر انداخت و هم در اركان توسعه اقتصادي تزلزل ايجاد نمود قطعاً بايد تجديد نظري در راه طي شده انجام دهيم و نقاط اعوجاج و انحراف را شناسايي كنيم. اگر اين كارها صورت نگيرد با گردنه هاي صعب العبورتري روبرو و خداي ناكرده به فتنه هائي دچار خواهيم شد كه گرد و غبار آن اندكي اهل بصيرت همه را كور خواهد كرد فتنه هايي كه به تعبير قرآن «واتقوا فتنه لا تصيبن الذين ظلموا منكم خاصه و اعلموا ان الله شديد العقاب» (سوره انفال آيه 52) و يا به تعبير ديگر «الفتنه اشد من القتل» (سوره بقره آيه 191). در اينجا لازم مي دانم دو نكته را در انتهاي عرايضم بعنوان تكمله ذكر كنم. از حزب مشاركت كه منحرف شده استعفا مي كنم دوستان مطلعند كه من از ابتداي تأسيس حزب مشاركت عضو شوراي مركزي آن بوده ام و در كنگره يازدهم اين حزب نيز عضويت داشته ام و شايد يكي از مراجع فكري و نظريه پردازان اين حزب به شمار بروم از آنجا كه نظرات و آراء من آثار خود را در مواضع حزب و بخصوص جزوه تأملات راهبردي (سياسي- عقيدتي) بجاي گذاشته و من در تأملات تنهايي خود آن را منافي و مغاير با مشي حضرت امام(ره) و قانون اساسي و مرامنامه حزب يافته ام و همين امر را موجب انحراف حزب بخصوص در ايام انتخابات اخير مي دانم استعفاي خود را از حزب مشاركت اعلام داشته و ديگر حزب را جايگاه مناسبي براي خود نمي بينم. ملت ايران بخاطر انحرافات خسارت بار ما را ببخشد و نكته دوم آنكه لازم مي دانم التزام عملي خود را به قانون اساسي و فرمايشات مقام معظم رهبري اعلام كرده و اگر از سر تقصير يا قصور به اركان نظام جسارتي روا داشته ام حلاليت بطلبم. و بار ديگر از ملت بزرگ ايران كه اين انحرافات و اشتباهات موجب وارد آمدن خسارات بزرگي به آنان گرديد، بخواهم كه همه ما را به بزرگواري خود ببخشند. و از اينكه رياست محترم دادگاه به اينجانب فرصت دادند كه عرايضم را مطرح نمايم تشكر وافر دارم. و آخر دعوانا ان الحمدالله رب العالمين سعيد حجاريان
نوشته شده توسط حقیقت جو در شنبه هفتم شهریور 1388 ساعت 18:28 | لينک ثابت |
|